تبليغاتX
.::جنبش مردمی آنتی سبز ایران اسلامی::.

 
تاريخ : سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389


ارسال توسط
 
تاريخ : شنبه دوازدهم فروردین 1391

دكتر عبدالرضا داوري

18 ذي الحجه سال دهم هجري ، ۲۸ صفر سال یازدهم هجری و 10 محرم سال 61 هجري ؛ سه واقعه غديرخم ، سقيفه بني ساعده و فاجعه كربلا را در تقويم به ثبت رساندند به طوري كه با همه محدوديت زماني شان ، تاثيري به وسعت تاريخ بر فرايند زندگي بشر اعمال نمودند.

18 ذي الحجه (واقعه غدير خم ) را "عيد" مي دانيم چون "امام" و "امت" دست در دست يكديگر داشته و قرار است طرحي نو درافكنند.

۲۸ صفر (واقعه سقيفه بني ساعده) زماني است كه در آن با طراحي اشراف و بزرگان ، پيوند "امت" با" امام" گسسته شد و تاريخ دردناك هبوط آدميت ، نقطه عطفي جديد را تجربه نمود. فاجعه سقيفه در آنجاست كه "امت " بي "امام" مانده تا تاريخ با امتي بي امام رقم خورد.

10 محرم اما زماني براي "فاجعه بزرگ" است.در صحراي كربلا اين بار نه "امت" با " "امام" است ؛ مانند غدير ، و نه "امت" بدون "امام" مانده است ؛ مانند سقيفه ، اين بار اين "امام" است كه بدون "امت" مانده و نداي "هل من ناصر ينصرني" سر ميدهد ، اما به دليل غفلت و بي بصيرتي امت ، فاجعه عظيم قتل حجت خدا رقم مي خورد. فاجعه كربلا محصول بذر شومي بود كه در سقيفه بني ساعده كاشته شد و ميوه مسموم آن به وسيله دشمنان "انسان" در صحراي كربلا چيده شد چون "سقیفه" جریانی هميشگي است که در برابر هر نهضت توحیدی قرار می گیرد تا رهبری نهضت را از مسير اصلي خود خارج ساخته و به مسیر انحرافي منافع اصحاب سقيفه منحرف سازد.

پس از حدود 1338 سال از فترت در پيوند امت و امام ، 12 فروردين 1358 به عنوان فصلي نوين در اين رابطه الهي و انساني در تاريخ حيات فطري بشر ظهور نمود.

12 فروردين 1358 هجري شمسي تكرار غدير خم در روزهاي پاياني قرن سيزدهم هجري بود*.اكسير پيوند امت با امام ، طومار "دشمنان انسان" را در هم پيچيد و ورقي تازه را در تاريخ قلم زد.

جمهوري اسلامی ایران به عنوان نهضتی از جنس نهضت پیامبران ،با رهبری امام خمینی(ره) در 12 فروردين 1358 به ثمر رسید و منافع نامشروع طالبان زر و زور و تزویر را قطع کرد. دشمنان "انسان" در يافتند كه براي شكست انقلاب بايد سقيفه اي نوين و كربلايي ديگر را بازتوليد نمايند.

آنان درست دريافته بودند كه حيات و بقاي انقلاب فقط در پيوند وثيق ميان امت و امام تداوم مي يابد و هرگونه اخلال در اين ارتباط گامي موثر در براندازي نظام جمهوري اسلامي خواهد بود. سالها از پيروزي انقلاب گذشت و معجزه ارتباط و پيوند امت و امام هر روز آشكارتر شد. "دشمنان انسان" به خوبي دريافت تا زماني كه مردم به رهبر وفادار و باورمندند و به آن به عنوان يك نظام قانوني، مشروع، مطلوب و مقدس مي نگرند، امكان تحميل سلطه بر آنان وجود ندارد.جریان مرموز "سقیفه" در دوران حیات طیبه خمینی کبیر تلاش کرد تا شیخی ساده لوح را به عنوان رهبر آینده نهضت تحمیل نماید که با هوشیاری و درایت امام خمینی(ره) این توطئه در ۶ فروردین ۶۸ شکست خورد و جریان "سقیفه" نتوانست رهبری انقلاب را تصاحب نماید.

در ۱۵ خرداد ۶۸ و در ناباوری اصحاب سقیفه ، آیت الله سیدعلی خامنه ای حفظه الله تعالی ، به عنوان جانشینی از جنس خمینی کبیر زعامت انقلاب را بر عهده گرفت و آرزوهای خام اصحاب سقیفه را ناکام گذارد.

اصحاب سقیفه اما آرام ننشستند.آنان که در تعیین رهبر همسو با منافع غیر مشروع خود ناکام مانده بودند تلاش خود را بر "اختلال در اعمال ولايت" متمرکز ساختند.

آيت الله خامنه اي همچون سلف خود امام خميني(ره) "عدالت و اخلاق" را مهمترين هدف انقلاب مي دانست .

بر اين اساس گسترش "فرهنگ سرمایه داری" نخستین راهبرد اصحاب سقيفه بود که باعث می شد با زدودن باورهای ارزشی از لایه های وجدانی جامعه و جايگزيني فرهنگ سرمايه سالار فرد محور زمینه برای پذیرش رهنمودهای رهبری ناهموار گردد.

تاکید بر شکل گیری "جامعه مدنی NGO محور" به عنوان فضای حائل میان مردم و حاکمیت -بخوانید امت و امام- گام دوم اصحاب سقيفه براي اختلال در ارتباط مردم و رهبري بود.

و سرانجام ادغام نظام جمهوري اسلامي در نظام سلطه و ذبح عدالت در پاي شركتهاي چند مليتي كه در مباني نظري برنامه چهارم تئوريزه شده بود آخرين گام اصحاب سقيفه براي كمرنگ ساختن نقش رهبري در ساختار نظام جمهوري اسلامي بود.

اما با تمامي توطئه ها امت در صحنه ماندند و حماسه آفريدند. در سوم تير ۸۴ و از آراء ميليوني امت، دولتي زائيده شد كه خود را بازوي رهبري دانست و همه تلاش خود را بر بسط ديدگاه رهبري در شئون اجرايي كشور متمركز ساخت.احمدي نژاد موانع ميان امت و امام را برطرف ساخت و خود به مجراي تعميم نگرش رهبري در جامعه تبديل شد.

اين اتفاق جريان "سقيفه" را با بحراني جدي روبرو ساخت. سرمايه گذاري ۱۶ ساله آنها براي ايجاد مانع در مسير "اعمال ولايت" با خسارت و زياني بي حساب روبرو شده بود.اكنون "احمدي نژاد" خود به مانعي جدي براي اهداف جريان سقيفه مبدل شده است.جريان سقيفه در برابر سوال " اكنون چه بايد كرد؟" پاسخ را در ايجاد جبهه اي فراگير از مخالفان احمدي نژاد براي بر زمين زدن دولت او بيان كرد.

جبهه فراگير "نه احمدي نژاد" كه رهبري جريان سقيفه را در اين دوران بر عهده دارد در خرداد 88 شمشيرهاي آخته خود را به رخ نظام كشيدند و با پيوندهاي آشكار و پنهان خود با دشمنان بيروني ، آخرين تلاش خود را براي نابودي پيوند امت و امام به پا داشتند اما اين بار اين امت بودند كه در كنار امام خود چشم جريان فتنه را كور ساختند تا سرنوشت انقلاب اسلامي در اين رويارويي تاريخي رقم خورد. و اينچنين بود كه رهبر مجاهد و نستوه انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه اي سال 88 را "در يك كلام سال ملت ايران" ناميدند. سالي كه امت امام خود را تنها نگذاشت و عيد همگرايي امت با امام برپا شد.

جُمهوری اسلامی ما جاوید است

دشمن ز حيات خویشتن نومید است

آن روز که عالم ز ستمگر خالی است

ما را و هَمه ستمکشان را عید است

يكي از رباعيات حضرت امام خميني (ره) به مناسبت 12 فروردين

برچسب‌ها: حضرت امام خميني, ره, 12 فروردين

ارسال توسط
بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

الحمدللّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله‌ الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما بقيّةاللّه فى الأرضين.

خداوند متعال را از اعماق دل سپاسگزارم كه به ما فرصت و توفيق داد تا يك بار ديگر و يك سال ديگر در جوار بارگاه آسمانى حضرت اباالحسن علىّ‌بن‌موسى‌الرّضا (سلام اللّه عليه) با شما مردم عزيز، جوانان عزيز، چه مردم عزيز مشهد و مجاوران، چه زائران محترم، برادران و خواهران ديدار كنيم و روز آغازين سال را متبرك شويم به نشستن در زير سايه‌ى حريم اين بزرگوار و مرقد مبارك ايشان.

عيد نوروز و حلول سال جديد را تبريك عرض ميكنم و اميدوارم اين سالى كه در آن وارد شديم، براى همه‌ى ملت ايران سال شادى، گشايش، دلخوشى، نشاط و فعاليت و توفيق در راه كسب معارف حقه و تقواى الهى بوده باشد.

در اين ديدار، چند مطلب را با شما برادران و خواهران در ميان ميگذارم. مطلب اول، نگاه كوتاهى است به آنچه كه در سال گذشته بر ما و ملت ما و كشور ما و در رابطه‌ى با ما در جهان و در منطقه گذشت. علت اينكه به مسائل سال 90 و عمدتاً به موفقيتهاى ملت ايران در اين سال ميپردازم، رجزخوانى‌هاى دشمنان و بدخواهان ما در مقابل ملت عزيز ماست. سران استكبار، تكيه‌دهندگان بر مسندهاى زر و زور و همچنين خرده‌ريزهاى اينها در منطقه‌ى خود ما، با همه‌ى توان - توان مالى‌شان، توان تبليغاتى‌شان، توان سياسى‌شان - سعى ميكنند ملت ايران را مرعوب كنند، ملت ايران را مأيوس كنند. هر كسى تبليغات سياسى بدخواهان ملت ايران را دنبال كرده باشد، اين را درمى‌يابد كه تلاشهاى عملى، تلاشهاى اقتصادى، تلاشهاى سياسى، تهديدهاى امنيتى و نظامى، همه براى اين است كه اين موجود فعال، زنده، پرنشاط و پرهمتِ توانا، يعنى ملت ايران را كه در وسط ميدان با شجاعتِ تمام ايستاده است و در حال حركت به جلو است، از پيشروى باز بدارند، او را نااميد كنند، او را از حضور در اين عرصه بترسانند. در حقيقت در مقابل شعار «ما ميتوانيم» كه امام بزرگوار اين شعار را به ما تعليم داد، انقلاب به ما جرأت داد كه بگوئيم «ميتوانيم»، ميخواهند به ملت ايران بقبولانند كه شما نميتوانيد؛ با همه‌ى توان در پى اين هستند كه اين هدف را دنبال كنند. سال 90 اوج فعاليتهاى آنها بود. و من ميخواهم بر روى اين نكته تكيه كنم كه على‌رغم آنها، به كورى چشم آنها، ملت ايران در سال 90 با حركات خود، با پيشرفت خود، با تصميم‌گيرى‌هاى خود، به همه‌ى دنيا، از جمله به دشمنان، باز هم به طور مكرر فهماند كه «ما ميتوانيم».

 اگر بر روى نقاط مثبت و نقاط قوّت تكيه ميكنم، براى اين است كه ثابت شود ملت ايران اين توانائى‌ها را به كار برد و على‌رغم ميل بدخواهان كه ميخواستند ثابت كنند ملت ايران نميتواند، ملت ايران ثابت كرد كه ميتواند. از نقاط ضعف بى‌اطلاع نيستيم، نقاط ضعف هم داريم؛ اما در جمع‌بندى نهائى، نقاط قوّت بسيار بيشتر از نقاط ضعف است.

 سال 90 را «سال جهاد اقتصادى» اعلام كرديم؛ لذا من از مسائل اقتصادى آغاز ميكنم. تحرك اقتصادى مسئولين كشور با همراهى مثال‌زدنى و تحسين‌برانگيز مردم در طول سال 90 قابل ذكر است. از جمله‌ى آنچه كه ميتوان در اين زمينه مطرح كرد، همين مسئله‌ى هدفمندى يارانه‌هاست. همه‌ى كارشناسان اقتصادى، چه در دولتهاى قبلى، چه در دولت كنونى متفق‌القولند كه هدفمندى يارانه‌ها براى كشور يك نياز و يك ضرورت است؛ همه اين را اعتراف كرده‌اند. با وجود اينكه اين معنا مورد اتفاق همه بوده است، اما اين اقدام لازم به خاطر دشوارى‌هايش، به خاطر پيچيدگى‌هايش، بر زمين مانده بود. دولت و مجلس در سال 90، در شرائط تحريم، در شرائطى كه دشوارى و پيچيدگى اين كار بيشتر از هميشه است، همت كردند، اقدام كردند و مراحل مهمى از اين كار را پيش بردند. كار تمام نشده است؛ اما آنچه كه تاكنون مسئولان كشور - چه در دولت، چه در مجلس شوراى اسلامى - اقدام كرده‌اند و پشتيبانى و همدلى و همراهى ملت، آنها را قرين موفقيت كرده، بسيار مهم و قابل توجه است.

 هدفهاى عمده‌ى اين قانون، چند مطلب بسيار اساسى است كه من اشاره ميكنم. آحاد مردم عزيز ما اينها را شنيده‌اند، ليكن بايد تأمل و تعمق كنند. اين كار، كار بزرگى است؛ كار مهمى است. يكى از هدفهاى اين قانون عبارت است از توزيع عادلانه‌ى يارانه‌هائى كه نظام و دولت به مردم ميدهد. من قبلاً در يك صحبتى شرح دادم كه يارانه‌ها هميشه به صورت نامتعادل و غير عادلانه در بين قشرهاى مختلف مردم تقسيم ميشده است؛ طبيعت كار يارانه‌ى عمومى همين است. با هدفمندى يارانه‌ها، در واقع يك تعادلى، يك اجراى عدالتى در تقسيم و توزيع يارانه‌ها وجود پيدا كرده است. و من خبرهاى موثقى از سراسر كشور دارم كه حاكى از آن است كه اين كار در بهبود زندگى طبقات ضعيف نقش مؤثر داشته است. اين يكى از هدفهاست، كه مهمترين هدف و مقصد از اين قانون هم همين است.

 يك هدف ديگر، اصلاح ساختار توليد و اصلاح ساختار اقتصاد كشور است. چرخه‌ى توليد در كشور، چرخه‌ى معيوبى بوده است. آنچه را كه ما در مجموعه‌ى توليدى كشور به دست مى‌آورديم، با مصرف بيشتر، هزينه‌ى بيشتر و دستاورد و بازدهِ كمتر بوده است. طبق تشخيص كارشناسان اقتصادى - كه همه بر آن اتفاق نظر دارند - هدفمندى يارانه‌ها ميتواند اين را اصلاح كند؛ حالت پرمصرف و كم‌بازده را از توليد كشور بستاند و مصرف و بازده را در توليد متعادل كند.

 يك هدف ديگر، مديريت مصرف حاملهاى انرژى است. ما چون يك كشور نفت‌خيز بوديم، از اول عادت كرديم بنزين را، گاز را، گازوئيل را، نفت سفيد را بدون ملاحظه مصرف كنيم. مصرف ما از مصرف بسيارى از كشورها - شايد به يك معنا از همه‌ى كشورها - بيشتر و بى‌رويّه‌تر بوده است. اين هدفمندى يارانه‌ها، كشور را به صرفه‌جوئى در مصرف حاملهاى انرژى ميكشاند. آمارهائى كه منتشر شده است و آمارهاى مورد قبول است، به ما نشان ميدهد كه تا همين امروز اگر قانون هدفمندى يارانه‌ها اجرا نميشد، مصرف بنزين در كشور تقريباً دو برابر مصرفى بود كه امروز انجام ميگيرد. وقتى كه توليد داخلى بنزين به قدر مصرف نيست، ما مجبوريم چه كار كنيم؟ بايد بنزين را وارد كنيم؛ يعنى دست ملت ايران زير كارد بدخواهان و دشمنان باشد. با اين كار، صرفه‌جوئى شد. امروز مصرف بنزين در كشور، تقريباً به قدر توليد داخلى است؛ احتياج به واردات بنزين نداريم؛ اين براى كشور يك امتياز بزرگ است. اين كار در سال 90 انجام شد؛ در همان وقتى كه دشمنان ما، ما را تحريم كردند؛ براى اينكه ملت را به زانو دربياورند؛ اما جوانان ملت همت كردند، با اين كارها توانستند نقشه و توطئه‌ى دشمن را خنثى كنند.

 يك عرصه‌ى مهم اقتصادى ديگر كه در سال 90 با همت اين ملت انجام گرفته است، عرصه‌ى علم و فناورى است. علم و فناورى يكى از پايه‌هاى اقتدار اقتصادى يك ملت است. يك ملت با داشتن دانش پيشرفته، فناورى پيشرفته، هم به ثروت ميرسد، هم به استغناى سياسى ميرسد، هم آبرومند ميشود، هم دستش قوى ميشود. به خاطر كليدى بودن مسئله‌ى پيشرفت علم و فناورى، من نسبت به اين مسئله حساسم. از راه‌هاى مختلف، كانالهاى مختلف، گزارشهاى متفاوتى را تقريباً به طور مستمر دريافت ميكنم و ميتوانم به شما قاطعانه عرض كنم كه سطح پيشرفتهاى كشور بسيار بيشتر از آن چيزى است كه تاكنون به اطلاع مردم رسيده است.

 بر اساس گزارش مراكز علمى معتبر دنيا - اين گزارش مربوط به مراكز علمى خود ما نيست - سريع‌ترين رشد علمى جهان، امروز در ايران دارد انجام ميگيرد. در سال 90 كه تقريباً برابر بود با سال 2011 ميلادى، گزارش مراكز علمى معتبر اين است كه در سال 2011 - كه سه ماه پيش اين سال تمام شد - ملت ايران نسبت به سال قبل، يعنى سال 2010 ميلادى، رشد علمى و پيشرفت علمى‌اش بيست درصد افزايش داشته است. معناى اينها چيست؟ در شرائطى كه دشمنان ملت ايران بر روى سقوط ملت ايران شرطبندى ميكردند و ميگفتند ما تحريمهاى فلج‌كننده را براى ملت ايران در نظر گرفتيم، ملت ايران اينجورى عمل كرده است.

 گزارش ميدهند - اين هم باز گزارش مراكز علمى معتبر دنياست - كه در منطقه، ايران در رتبه‌ى اول سطح علمى، و در كل جهان در رتبه‌ى هفدهم است. اين گزارش كسانى است كه اگر بتوانند گزارش خلاف عليه ما بدهند، امتناع نميكنند؛ اين را اينجور اعتراف ميكنند. سال 90 ما در زيست‌فناورى پيشرفت كرديم، در نانوفناورى پيشرفت كرديم، در هوافضا پيشرفت كرديم - كه ماهواره‌ى نويد پرتاب شد - در صنعت هسته‌اى پيشرفت كرديم، كه غنى‌سازى بيست درصد محصول سال 90 است. اين غنى‌سازى بيست درصد، همان چيزى است كه در سال 89 آمريكائى‌ها و ديگران براى توليد آن شرط گذاشتند. ما ميبايد براى مركز اتمىِ آزمايشگاهى تهران كه مال راديوداروهاست، اورانيوم غنى‌شده‌ى بيست درصد تهيه ميكرديم؛ چون سوخت بيست درصدمان تمام شده بود. آنها براى اين كار شرط گذاشتند و گفتند بايد اورانيومى را كه توليد كرده‌ايد، خارج بفرستيد؛ اما ما قبول نكرديم. آمريكائى‌ها دولت برزيل و دولت تركيه را واسطه كردند كه با ما صحبت كنند، ميانه را بگيرند؛ چيزى مورد توافق به وجود بيايد. ما قبول كرديم. مسئولين تركيه، مسئولين برزيل به اينجا آمدند و با رئيس جمهور ما نشستند بحث كردند، صحبت كردند و يك نوشته‌اى را امضاء كردند. بعد كه اين توافقنامه امضاء شد، آمريكائى‌ها زدند زير قولشان! آنها نميخواستند اين قرارداد امضاء بشود؛ ميخواستند امتياز زيادى بگيرند، زورگوئى كنند، باج بگيرند. به خاطر بدقولى‌اى كه آمريكائى‌ها كردند، دولت برزيل و دولت تركيه پيش ما شرمنده شدند. ماجراى اين بيست درصد اين است.

 با وجود اين‌همه مشكلات، اين‌همه مانع‌تراشى‌ها، جوانان ما گفتند خودمان درست ميكنيم. در سال 90 اورانيوم غنى‌شده‌ى بيست درصد را اينها براى سايت هسته‌اى تهران توليد كردند و آن را به دنيا اعلام كردند؛ دشمنان ما ماندند متحير! با اينكه ميدانند مركز هسته‌اى تهران مخصوص راديوداروهاست - يعنى براى نياز بيمارستانها و آزمايشگاه‌هاى ما در سرتاسر كشور است و هزاران بيمار به اين راديوداروها احتياج دارند - درعين‌حال نميدادند، نميفروختند، شرط ميگذاشتند، باجگيرى ميكردند. جوانان ما خودشان آن را تهيه كردند. كار پيچيده‌اى هم بود، كار سختى هم بود، اما از عهده برآمدند و انواع و اقسام راديوداروها الان در همين مركز تهران با سوخت داخلى توليد ميشود. اين مال سال 90 است.

 در سال 90، در همين صنعت هسته‌اى، توليد صفحه‌ى سوخت را در كشور انجام دادند؛ كه اگر من بخواهم آن را هم شرح بدهم، طولانى ميشود. اجمالاً، آن وقتى كه صحبت تبادل اورانيوم توليد داخل بود، ميگفتند اورانيوم سه و نیم درصد را به روسيه بدهيد، روسيه 20 درصد كند؛ او بدهد به فرانسه، فرانسه صفحه‌ى سوخت درست كند، بدهد به شما؛ يعنى هفت خان رستم! دانشمندان ما، جوانان ما گفتند ما خودمان اين صفحه‌ى سوخت را درست ميكنيم؛ همت كردند، درست كردند، گزارش دادند، نشان دادند. اين مال سال 90 است.

 افزايش شش برابرى داروهاى نوتركيب، افزايش صادرات كالا و خدمات دانش‌بنيان؛ اينها همه مربوط به سال 90 است. اينها بخشى از دستاوردهاى «سال جهاد اقتصادى» است. اينها پيشرفت علمى است، پيشرفت فناورى است، نشان دهنده‌ى اقتدار علمى كشور است، اما داراى تأثير مستقيم اقتصادى براى كشور است. جهاد اقتصادى يعنى اين.

 من در پايان سال 90 - در همين هفته‌ى گذشته - بازديدى داشتم از پژوهشگاه صنعت نفت. انسان در آنجا چيزهائى را مشاهده ميكند كه نظائر آن را در بعضى از بازديدهاى ديگر، در پژوهشگاه‌هاى گوناگون علمى كشور مى‌بيند و به اين نتيجه ميرسد كه اينها استثناء نيست؛ قاعده است. اين پديده‌هاى مهم كه يك روزى ملت ما در خواب هم اين پيشرفتها را نميديد، تحقق پيدا كرده و به شكل قاعده درآمده است.

 من چند تا از اين خصوصيات و پديده‌هائى را كه در آنجا مشاهده كردم، به شما عرض ميكنم. در درجه‌ى اول، روحيه و فكر جهادىِ حاكم بر مجموعه بود. آن مجموعه‌ى دانشمندان با روحيه‌ى جهادى كار ميكردند؛ مثل اينكه دارند جهاد ميكنند، مثل اينكه در جبهه‌ى جهاد فى‌سبيل‌اللّه‌اند. فرق ميكند اينكه كسى براى پول، براى مقام، براى شهرت يا فقط براى خود علم كار كند؛ يا نه، به عنوان جهاد فى‌سبيل‌اللّه كار كند، در راه خدا تلاش كند. اين روحيه، حاكم بر اين مجموعه و مجموعه‌هاى علمى ماست؛ اين خيلى ارزش دارد.

 خصوصيت دوم اين بود كه من ديدم اين دانشمندان ما اين تحريمهائى را كه بر ملت ما تحميل كرده‌اند، فرصت ميدانند. در خلال اين بازديد مفصلِ طولانى‌اى كه داشتيم، چند نفر به من گفتند الحمدللَّه كه ما را تحريم كردند! ما به خودمان آمديم، به خودمان پرداختيم، از درون جوشيديم. اين روحيه‌ى احساس فرصت بودن تحريم دشمنان، خيلى باارزش است. لذا ساخت داخلى را جدى گرفتند، به جوانها ميدان دادند، به ابتكارات و خلاقيتها ميدان دادند و همين طور مرتب كار دارد پيش ميرود؛ مثل چشمه‌ى جوشانى دارد كار ميجوشد.

 خصوصيت سومى كه من در اينها ديدم، اعتماد به نفس بالاست. بعضى از بخشهاى صنعت نفت هست كه صرفاً در انحصار سه چهار تا كشور در دنياست؛ اجازه نميدهند كس ديگرى در حريم اين صنايع و فناورى‌ها وارد شود. كشور ما هم در طول اين سالهاى طولانى، در زمينه‌ى اينگونه كارهاى پيچيده و مهم، هميشه از آنها خواسته، از آنها گرفته، به آنها پول پرداخته. من ديدم اينها همت گماشته‌اند و ميگويند ما ميتوانيم، خودمان ميكنيم، خودمان ميسازيم. اين اعتماد به نفس براى يك ملت، براى دانشمندان يك ملت، براى جوانان يك ملت، خيلى باارزش است.

 خصوصيت ديگر، جوانگرائى است. كار دست جوانهاست، سررشته‌ى امور دست جوانهاست. جوان مركز نوآورى است، مركز خلاقيت و ابتكار است.

 خصوصيت ديگر، ارتباط صنعت با دانشگاه است؛ كه اين از آرزوهاى ديرينه‌ى بنده است. هميشه به مسئولان گوناگونِ بخشهاى مرتبط دولتهاى گذشته سفارش ميكردم كه سعى كنيد بين صنعت و دانشگاه ارتباط برقرار كنيد. خوشبختانه در اينجا ديدم كه اين ارتباط برقرار شده است. البته اين بايد عموميت پيدا كند و همه‌ى صنايع ما با دانشگاه‌ها مرتبط شوند، به دانشگاه‌ها متصل شوند؛ هم دانش ما رشد ميكند، هم صنعت ما رشد ميكند. اين خصوصيات را من در آنجا ديدم، اما اينها مخصوص اين مركز علمى و فناورى نفت نيست؛ اين را در بازديدهاى ديگر هم مشاهده كردم. اين نشان‌دهنده‌ى اين است كه در كشور قاعده بر اين جارى است؛ حركت، چنين حركتى است.

 اين، بخش اقتصادى در سال 90 بود؛ سالى كه از اول تا آخر آن، عربده‌ى دشمنان و بدخواهان ملت ايران بلند بود؛ گاهى تهديد كردند، گاهى فشار سياسى آوردند، گاهى تحريم كردند. عوامل دولت آمريكا امروز در سراسر دنيا دارند تلاش ميكنند براى اينكه بتوانند تحريمها را عملى كنند، به خيال اينكه به ملت ايران ضربه بزنند و بين ملت ايران و نظام اسلامى جدائى ايجاد كنند.

 در سال 90 دستاوردهاى بزرگ ديگرى هم بوده است؛ از جمله ديپلماسى فعال سال 90 در مسائل منطقه. برگزارى اجلاس بيدارى اسلامى، اجلاس فلسطين، اجلاس خلع سلاح، اجلاس جهان بدون تروريسم، اجلاس جوانان بيدارى اسلامى، فعاليتهائى بود كه در تهران انجام گرفت؛ نظام جمهورى اسلامى شد مركز توجه دنياى اسلام كه امروز بيدار شده است.

 در زمينه‌ى خدمات اقتصادى، ده‌ها هزار خانه و مسكن ساخته شد و در اختيار مردم قرار گرفت. اين آمارها، آمارهاى بزرگى است؛ آمارهاى مهمى است. مسكن روستائى ساخته شد، جاده‌ها ساخته شد، بزرگراه‌ها و آزادراه‌ها ساخته شد. اينها طليعه‌ى دهه‌ى پيشرفت و عدالت است. ما گفتيم اين دهه، «دهه‌ى پيشرفت و عدالت» خواهد بود؛ اين طليعه‌اش است. ما سه سال از اين دهه را گذرانديم. در مقابل با اين دشمنان، در مقابل با اين بدخواهان عنود و خبيث، اين ملت فعال و پرنشاط توانسته است اين پيشرفتها را به وجود بياورد.

 يك قلم بزرگ از حركتهاى تحسين‌برانگيز ملت ايران در سال 90، همين انتخابات دوازدهم اسفند بود. البته همين جا بگويم انتخابات هنوز تمام نشده است؛ در مرحله‌ى دوم انتخابات هم مردم ما بايستى ان‌شاءاللّه همين شكوه و زيبائى را نشان بدهند. اين انتخابات خيلى اهميت داشت. من به شما عرض كنم، قبلاً هم گفتم؛ حدود شش ماه اينها همه‌ى تلاش خودشان را گذاشتند تا مردم را نسبت به انتخابات دلسرد كنند. گاهى گفتند در انتخابات تقلب ميشود؛ گاهى گفتند مردم اگر به انتخابات نيايند، دشمنىِ دشمن كم ميشود؛ انواع و اقسام تبليغات را كردند براى جدا كردن مردم از مراكز رأى و صندوقهاى رأى. گاهى با ترور دانشمندان ما - كه در ظرف كمتر از شش ماه، سه ترور را انجام دادند - قصد داشتند مردم را بترسانند، مردم را دلسرد و نااميد كنند. در يك چنين فضائى، اين انتخابات انجام گرفت؛ اما با يك چنين مشاركتى! اين مشاركتِ بالاتر از 64 درصد، خيلى رقم مهمى است. من به شما عرض بكنم؛ از متوسط انتخاباتهاى مجالس دنيا، اين رقم بالاتر است. در آمريكا متوسط رقم مشاركت در انتخابات كنگره، 35 درصد است. در ده سال گذشته مشاركت مردم آمريكا در انتخابات كنگره‌شان و مجلس ملى و مجلس سناشان به 40 درصد نرسيده. خب، اين را مقايسه كنيد با ملت ايران - اين نشاط را، اين حضور را، اين اظهار وجود را - آنگاه اهميت مطلب معلوم ميشود. اينها ميخواستند با اين فشارها، با اين جوّ روانى، با اين تهديدها، با اين ترورها، روز دوازده اسفند را روز سرخوردگى ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى قرار بدهند؛ اما به عكس خواسته‌ى آنها، به كورى چشم آنها، اين روز شد روز سربلندى نظام اسلامى و ملت ايران. اين انتخابات مثل يك رسانه‌ى صادق و پرقدرت عمل كرد. خبرهاى ايران را تحريف ميكنند، حوادث دروغين را از داخل ايران مخابره ميكنند، خبرهاى راست را مكتوم نگه ميدارند، اما اين انتخابات را نميتوانند انكار كنند؛ واقع شده است، جلوى چشم همه است. اين انتخابات به مثابه‌ى يك رسانه‌ى بزرگ و قدرتمند توانست ملت ايران و نظام اسلامى را به دنيا نشان بدهد.

 خب، اين رويدادهاى سال 90 بود؛ سالى كه اينقدر دشمنان سرمايه‌گذارى كردند تا در اين سال به ملت ايران و نظام اسلامى ضربه وارد كنند. اينها بخشى از دستاوردهاى سال 90 است.  چرا اين دشمنى‌ها را ميكنند؟ من اين نكته را عرض بكنم؛ بهانه‌ى دشمنى در اوقات مختلف متفاوت است. از وقتى مسئله‌ى هسته‌اى مطرح شده است، بهانه‌ى دشمنى‌ها مسئله‌ى هسته‌اى است. البته ميدانند و اعتراف هم ميكنند كه ايران دنبال سلاح هسته‌اى نيست. واقع قضيه هم همين است. ما به دلائل خودمان، به‌هيچ‌وجه دنبال سلاح هسته‌اى نيستيم؛ نه توليد كرديم و نه توليد خواهيم كرد؛ اين را ميدانند، اما يك بهانه است. يك روز اين مسئله بهانه است، يك روز حقوق بشر بهانه است، يك روز فلان مسئله‌ى داخلى بهانه است؛ اما همه‌ى اينها بهانه است. مسئله‌ى اصلى چيست؟ مسئله‌ى اصلى، حراست مقتدرانه‌ى نظام اسلامى از ثروت عظيم نفت و گاز در اين كشور است. امروز و فردا - مثل ديروز - اقتدار اقتصادى و سياسى و به تبع آن، اقتدار علمى و نظامى، متوقف است به انرژى، به نفت. تا ده‌ها سال ديگر، دنيا محتاج نفت و گاز است؛ اين يك مطلبِ مسلّم است. استكبار و قدرتهاى استكبارى ميدانند كه رگ حياتشان به نفت و گاز وابسته است. آن روز كه نتوانند اين نفت ارزان را به دست بياورند، آن روز كه مجبور باشند براى تهيه‌ى نفت و گاز امتياز بدهند و از زورگوئى دست بردارند، آن روز براى آنها مصيبت‌بار است.

 از طرف ديگر، كشورهاى غربى از لحاظ منابع نفتى دچار مشكل شده‌اند و روزبه‌روز مشكل آنها بيشتر خواهد شد. منابع نفتى كشورهاى اروپائى و به طور كلى كشورهاى غربى، بعضى چهار سال ديگر تمام خواهد شد، بعضى شش سال ديگر تمام خواهد شد، بعضى نُه سال ديگر تمام خواهد شد؛ لذا مجبورند از منابعِ غير خودشان استفاده كنند. كشور آمريكا كه امروز حدود سى و چند ميليارد بشكه نفت ذخيره دارد، طبق محاسباتى كه كارشناسان كشورمان كرده‌اند - كه آمارشان متكى به آمار خود آمريكائى‌هاست - نفتش تا سال 2021، يعنى تا نُه سال ديگر تمام خواهد شد. نفت دنيا كه امروز بيش از پنجاه درصدش از خليج فارس خارج ميشود، آن روز متكى خواهد شد به سه منبع عمده‌ى نفتى در منطقه‌ى ما و در خليج فارس؛ كه البته يكى از آن سه منبع، ايران است، كه من حالا عرض خواهم كرد. در بين همه‌ى كشورهاى دنيا - اين ديگر مربوط به خليج فارس نيست - آن كشورى كه موجودى نفت و گازش بر روى هم از همه بيشتر است، كشور جمهورى اسلامى ايران است. بعضى از كشورها گازشان بيشتر از ماست، بعضى نفتشان بيشتر از ماست. ما در منابع گاز، كشور دوم در دنيا هستيم - اول روسيه است، بعد ما - در منابع نفت، ما كشور چهارم هستيم؛ سه تا كشور قبل از ما منابع نفت دارند كه بيشتر از ما هستند؛ ليكن اگر نفت و گاز را بر روى هم حساب كنيم، جمهورى اسلامى، كشور عزيز شما، منابعش - بر طبق آنچه كه تا امروز اكتشاف شده است - از همه‌ى كشورهاى دنيا بيشتر است؛ اين خيلى چيز جذابى است براى مصرف‌كنندگان نفت در دنيا، براى دستگاه‌هاى استكبار كه رگ حياتشان به حاملهاى انرژى، به نفت و گاز وابسته است. بنابراين ايران كشورى با يك چنين ثروتى است. آنها تا چهار سال ديگر، تا ده سال ديگر، تا پانزده سال ديگر نفتشان تمام ميشود؛ اما جمهورى اسلامى - بر طبق منابعى كه تا امروز اكتشاف شده است - تا هشتاد سال ديگر نفت و گاز دارد؛ اين خيلى جذاب است. كشورى در اوج قله‌ى دارائى نفت و گاز؛ خب، قدرتهاى استكبارى چه ميخواهند؟ ميخواهند اين كشور در اختيار دولتى باشد، در اختيار نظامى باشد كه مثل موم در دست آنها باشد؛ مثل بعضى از كشورهاى منطقه. اين كشورها نفت دارند، زياد هم دارند، اما مثل موم در دست آمريكائى‌هايند: اينقدر توليد كنيد، چَشم؛ اينقدر قيمت بگذاريد، چَشم؛ به اينجا بفروشيد، به اينجا نفروشيد، چَشم. اگر در كشور ثروتمند ايران كه قله‌ى ثروت نفت و گاز متعلق به اوست، نظامى بر سر كار باشد كه غيرتمندانه از اين ثروت ملى حراست كند، اجازه‌ى چپاول ندهد، اجازه‌ى تطاول ندهد، تسليم سياستهاى دشمنان نباشد، خب، با اين نظام دشمنى خواهند كرد. بنابراين دشمنى با ايران اسلامى به اين خاطر است.

 آنهائى كه خيال ميكنند اگر ما در قضيه‌ى انرژى هسته‌اى عقب‌نشينى كرديم، دشمنى آمريكا تمام ميشود، از اين حقيقت غافلند. مشكل آنها مسئله‌ى هسته‌اى نيست. كشورهائى هستند كه سلاح هسته‌اى دارند، در منطقه‌ى ما هم هستند، آنها ككشان هم نميگزد! مسئله، مسئله‌ى سلاح هسته‌اى يا صنعت هسته‌اى نيست، مسئله‌ى حقوق بشر نيست؛ مسئله‌ى جمهورى اسلامى است كه مثل شير در مقابل اينها ايستاده است. اگر جمهورى اسلامى هم در مقابل اينها مثل بعضى از رژيمهاى منطقه، حاضر بود به ملت خودش خيانت كند، در مقابل اينها تسليم بشود، با او كارى نداشتند. مسئله‌ى اينها زياده‌خواهى‌هاى استكبارى است؛ اين علت دشمنى با ملت ايران است.

 البته آمريكائى‌ها اشتباه ميكنند. اينكه فكر كنند با ستيزه‌گرى، با دشمنى، با تهديد ميتوانند جمهورى اسلامى را به عقب‌نشينى وادار كنند، يا بتوانند جمهورى اسلامى را از ميان بردارند، يك خطاى بزرگ و فاحشى است؛ چوب اين خطا را هم ميخورند. آنها ميتوانند با ملت ايران محترمانه رفتار كنند، ميتوانند به حق خودشان قانع باشند، ميتوانند فاجعه‌اى را كه در انتظارشان هست، ببينند و بشناسند. كشورهاى غربى نميگذارند مردمشان از فاجعه‌ى آينده‌ى نفت مطلع شوند. آنها نميخواهند ملتهاشان بفهمند كه در قضيه‌ى نفت و حاملهاى انرژى چه چيزى در انتظار آنهاست؛ اين را نميخواهند به ملتهاشان بگويند. اينها خيال ميكنند با ستيزه‌گرى با ملت ايران ميشود كار را پيش برد، اما نميتوانند.

 اين را هم من به شما عرض بكنم برادران و خواهران عزيز! ملت عزيز ايران! آمريكا با همه‌ى قدرت‌نمائى‌هايش، با همه‌ى هياهوها و جنجالهايش، امروز در موضع ضعف و موضع متزلزلى است. من نميخواهم به خبرهاى پشت پرده يا به چيزهاى ظاهرى تمسك كنم؛ حساب من، يك حساب دو دو تا چهارتاست. ببينيد، رئيس جمهور كنونى آمريكا با شعار «تغيير» سر كار آمد. تغيير يعنى چه؟ يعنى وضعيتى داريم كه بسيار بد است، من ميخواهم آن وضعيت را تغيير بدهم. او با اين شعار آمد توى ميدان، مردم هم به خاطر شعار تغيير، به او رأى دادند؛ والّا مردمِ نژادپرست حاضر نبودند به يك فردى كه از نژاد سياه است، رأى بدهند؛ اما رأى دادند، به اميد تغيير. خب، اينكه شعار «تغيير» اينقدر در مردم اثر ميگذارد، نشان‌دهنده‌ى وضع بد فعلى است. يعنى وضعى كه در هنگام نامزد رياست جمهورى شدن اين آقا بر آمريكا حاكم بوده است، به اعتراف مردم آمريكا، وضع بدى بوده است و او قول داد كه تغيير پيدا بشود. پس بدى مسلّم شد. ما نميخواهيم اين را بگوئيم؛ خود مردم آمريكا اعتراف كردند كه وضعشان بد است. خب، حالا اين آقا آمد سر كار؛ آيا تغيير ايجاد كرد؟ توانست تغيير بدهد؟ توانست آن وضع بد را عوض كند؟ امروز آمريكا پانزده هزار ميليارد دلار گرفتارى و بدهكارى دارد. اين بدهكارى‌ها از توليد ناخالص ملى‌شان يا بيشتر است يا برابر توليد ناخالص ملى اين كشور است؛ اين براى يك كشور، بدبختى و گرفتارى است. آن هم كه وضع سياسى‌شان است: مجبور شدند بدون دستاورد از عراق بيرون بيايند. در افغانستان روزبه‌روز وضعشان بدتر ميشود. در پاكستان كه يكى از كشورهاى همراه با آنها بود، روزبه‌روز بدنام‌تر ميشوند. در كشورهاى اسلامى، در مصر، در شمال آفريقا، در تونس، آمريكائى‌ها از آن هيمنه كاملاً ساقط شده‌اند. علاوه‌ى بر همه‌ى اينها، جنبش تسخير وال‌استريت در خود شهرهاى آمريكا به راه افتاده است. اين وضعيت، وضعيت خوبى است؟ اين حسابِ دو دو تا چهارتاست؛ اين حسابِ پيچيده‌اى نيست. تغيير را مردم آمريكا قبول كردند؛ يعنى وضعيت كنونى بد است؛ آن وضعيت بد هم تا حالا تغيير پيدا نكرده است. بنابراين آمريكا گرفتار است.

 ممكن است آمريكا خطرهائى براى كشورهاى ديگر ايجاد كند؛ ممكن است ديوانگى كنند. البته من همين جا بگويم؛ ما سلاح اتمى نداريم، سلاح اتمى هم نخواهيم ساخت، اما در مقابل تهاجم دشمنان - چه آمريكا و چه رژيم صهيونيستى - براى دفاع از خودمان، در همان سطحى كه دشمن حمله كند، به آنها حمله خواهيم كرد.

 قرآن كريم به ما نويد داده است: «و لو قاتلكم الّذين كفروا لولّوا الأدبار ثمّ لا يجدون وليّا و لا نصيرا. سنّة اللّه الّتى قد خلت من قبل و لن تجد لسنّة اللّه تبديلا».(1) هيچ جا در قرآن نيامده است كه اگر شما شروع به جنگ كرديد، حمله كرديد، حتماً پيروز خواهيد شد؛ ممكن است پيروز بشويد، ممكن است شكست بخوريد - همچنان كه در جنگهاى صدر اسلام، آنجائى كه مسلمانان حمله كردند، گاهى شكست خوردند، گاهى هم پيروز شدند - اما وعده داده است كه اگر دشمن ابتدا به حمله كرد، آن دشمن قطعاً شكست خواهد خورد. نبايد بگوئيد اين مخصوص صدر اسلام است؛ نه، «سنّة اللّه الّتى قد خلت من قبل و لن تجد لسنّة اللّه تبديلا»؛ اين قانونِ الهى است. ملت ايران عازم است، بانشاط است، در فكر تهاجم و تجاوز نيست؛ اما به هستى خود، به ثروت خود، به هويت خود، به اسلام خود، به جمهورى اسلامىِ خود با تمام وجود دلبسته و علاقه‌مند است.

 شعار امسال را قرار داديم «توليد ملى»؛ دنباله‌اش توضيح داده شده: «حمايت از كار و سرمايه‌ى ايرانى». يعنى شما وقتى كالاى داخلى را مصرف ميكنيد، به كارگر ايرانى داريد كمك ميكنيد، اشتغال ايجاد ميكنيد، به سرمايه‌ى ايرانى هم داريد كمك ميكنيد، رشد و نمو ايجاد ميكنيد. اين فرهنگ غلطى است - كه متأسفانه در بخشهائى از ما حاكم است - كه مصنوعات خارجى را مصرف كنيم؛ اين به ضرر دنياى ماست، به ضرر پيشرفت ماست، به ضرر آينده‌ى ماست. همه مسئوليت دارند؛ دولت هم مسئوليت دارد، بايد از توليد ملى حمايت كند، توليد ملى را تقويت كند.

 خوشبختانه «صندوق توسعه‌ى اقتصادى» در سياستها تصويب شد؛ مجلس شوراى اسلامى آن را قانون كرد. امروز يك ذخيره‌ى باارزشى در اختيار مسئولان هست؛ ميتوانند اين را در اختيار توليد ملى بگذارند. بايد كار را تسهيل كنند؛ مجلس هم بايد همكارى كند، دولت هم بايستى همت كند؛ بتوانند به توليد ملى رونق بدهند. مردم هم - چه آن كه داراى سرمايه است، چه آن كه داراى قدرت كار است - بايستى با ايجاد اتقان، همكارى كنند. محصول داخلى را بايد مرغوب، باكيفيت و بادوام توليد كنيم. تا آنجائى كه بتوانيم، بايد قيمت تمام‌شده را ارزان تمام كنيم. اين كار، همكارى همه را ميطلبد. بخشهاى گوناگون دولتى بايد در اين زمينه همكارى كنند - چه بخشهاى پولى و مالى، چه بخشهاى ديگر اقتصادى - مجلس هم بايد همكارى كند، تا بتوانند اين قضيه را در كشور ما تحقق ببخشند.

 عمده، مردمند. شما بايد كالاى ايرانى بخواهيد. اين افتخار نيست؛ اين تفاخر غلطى است كه ما ماركهاى خارجى را در پوشاكمان، در وسائل منزلمان، در مبلمانمان، در امور روزمره‌مان، در خوراكى‌هامان ترجيح بدهيم به ماركهاى داخلى؛ در حالى كه توليد داخلى در خيلى از موارد بسيار بهتر است. من شنيدم پوشاك داخلى را كه در بعضى از شهرستانها توليد ميشود، ميبرند مارك خارجى ميزنند، برميگردانند! اگر همين جا بفروشند، ممكن است خريدار ايرانى رغبت نكند؛ اما چون مارك فرانسوى دارد، خريدار ايرانى همان لباس را، همان كت و شلوار را، همان دوخت را انتخاب ميكند؛ اين غلط است. توليد داخلى مهم است. ببينيد كارگر ايرانى چه توليد كرده است، سرمايه‌دار ايرانى چه سرمايه‌گذارى كرده است. در زمينه‌ى مصرف، عمده‌ى كار دست مردم است؛ كه اين بخشى از اصلاح الگوى مصرف است كه من دو سال قبل اينجا به ملت ايران عرض كردم، و بخشى از جهاد اقتصادى است كه سال گذشته عرض كردم. توليد ملى مهم است؛ اين را بايد هدف قرار بدهند.

 من يك توصيه هم در زمينه‌ى سياسى بكنم. عزيزان من! برادران! خواهران! در سرتاسر كشور، امروز ما احتياج داريم به اتحاد و يكپارچگى. بهانه‌هاى اختلاف زياد است. گاهى در يك قضيه‌اى سليقه‌ى يك نفر، دو نفر با هم يكسان نيست؛ اين نبايد بهانه‌ى اختلاف بشود. گاهى در كسى يك گرايشى هست، در ديگرى نيست؛ اين نبايد مايه‌ى اختلاف بشود. آراء، نظرات، همه محترمند. اختلاف در درون، منازعه‌ى در درون، موجب فشل ميشود. قرآن به ما تعليم ميدهد: «و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم».(2) اگر منازعه كنيم، سر مسائل گوناگون - مسائل سياسى، مسائل اقتصادى، مسائل شخصيتى - دست‌به‌يقه شويم، دشمن ما جرى ميشود. يك مقدار از جرأتى كه دشمن در سالهاى گذشته پيدا كرد، به خاطر اختلافات بود. اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) به ما درس ميدهد؛ ميفرمايد: «ليس من طلب الحقّ فاخطأه كمن طلب الباطل فأصابه». مخالفين دو جورند. يك مخالفى است كه دنبال حق است، او هم دنبال جمهورى اسلامى است، او هم دنبال انقلاب است، او هم دنبال دين و خداست، منتها راه را اشتباه كرده؛ با اين نبايد دشمنى كرد؛ اين فرق دارد با كسى كه در جهت غير نظام اسلامى، با هدف معاندانه‌ى عليه نظام اسلامى حركت ميكند. دلها را به هم نرم كنيد، برخوردها را نسبت به يكديگر مهربانانه‌تر كنيد.

 اين رسانه‌هاى الكترونيكى و اينترنتى متأسفانه موجب شده است كه افراد بى‌محابا عليه يكديگر حرف بزنند، بد بگويند. بايد از طرف مسئولين كشور براى اين هم يك جورى تدبير بشود. ولى عمده اين است كه خود ما مردم، خودمان را مقيد كنيم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقيد كنيم به قانون. حالا اين حرف من بهانه‌اى نشود براى اينكه يك عده‌اى بروند جوانهاى انقلابى را به عنوان جوانهاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه‌ى جوانهاى غيور كشور را، جوانهاى مؤمنِ انقلابى كشور را فرزندان خودم ميدانم و پشت سر آنها قرار ميگيرم؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غيور حمايت ميكنم؛ منتها همه را توصيه ميكنم به اين كه در رفتار خود، با اخلاق اسلامى رفتار كنند؛ قانون را مراعات كنند. همه بايد قانون را مراعات كنند. تجسم انقلاب در قانون جمهورى اسلامى است. مسئولان كشور هم همين جور. هم دولت حريم مجلس را حفظ كند، هم مجلس حريم دولت و رئيس جمهور را حفظ كند؛ با هم باشند، در كنار هم باشند. اين معنايش اين نيست كه همه يك جور فكر كنند؛ معنايش اين است كه اگر دو جور فكر ميكنند، دست‌به‌گريبان نشوند. هر گونه مخالفت ما با يكديگر، هر گونه دعوا و نزاع ما با يكديگر، دشمنان را اميدوار ميكند، خوشحال ميكند.

 اميدوارم سال 1391 كه امروز شروع شد، جزو سالهاى پرنشاط و پر كار و همراه با موفقيت و خوشبختى براى ملت ايران باشد.

 پروردگارا! به محمد و آل محمد، جوانان عزيز ما، ملت عزيز ما را در صراط مستقيم ثابت‌قدم بدار. پروردگارا! دشمنان اين ملت را منكوب و مقهور بفرما. پروردگارا! اين ملت عزيز و مجاهد و مقاوم را به آرزوهاى بزرگش برسان. قلب مقدس ولى‌عصر را از ما راضى و خشنود كن؛ ما را مشمول دعاى آن بزرگوار قرار بده.

    والسّلام عليكم و رحمةاللّه و بركاته‌

1) فتح: 22 و 23
2) انفال: 46

برچسب‌ها: امام خامنه ای, حرم رضوی

ارسال توسط
حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پيامی به مناسبت حلول سال 91، مجاهدت اقتصادی و حضور جهادگونه ملت ایران در عرصه های اقتصادی را یک ضرورت دانستند و خاطر نشان کردند: بخش مهمی از جهاد اقتصادی مسئله‏ ى تولید ملی است که اگر ملت با همت، عزم و آگاهی و با همراهی و برنامه ریزی درست مسئولان بتواند مشکل تولید داخلی را حل کند بدون تردید بر چالشهایی که دشمن ایجاد می کند غلبه خواهد کرد.
ایشان با دعوت از همه دست اندرکاران اقتصادی و آحاد ملت برای حرکت به سوی رونق تولید داخلی در سال جدید، تولیدملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی را به عنوان شعار سال ۹۱ معرفی کردند.
متن پيام به شرح زیر است:


بسم ‏اللَّه ‏الرّحمن ‏الرّحيم‏
يا مقلّب القلوب و الأبصار يا مدبّر اللّيل و النّهار يا محوّل الحول و الأحوال حوّل حالنا الى احسن الحال.
اللّهمّ كن لوليّك الحجّة بن الحسن صلواتك عليه و على ءابائه فى هذه السّاعة و فى كلّ ساعة وليّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتّى تسكنه ارضك طوعا و تمتّعه فيها طويلا.
اللّهمّ اعطه فى نفسه و ذريّته و شيعته و رعيّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جميع اهل الدّنيا ما تقرّ به عينه و تسرّ به نفسه.
 تبريك عرض ميكنم عيد نوروز و فرا رسيدن سال نو را به همه‏ ى هم ‏ميهنان عزيز در سراسر كشور، و به همه ‏ى ايرانيانى كه در هر نقطه‏اى از دنيا سكونت دارند، و به همه ‏ى ملتهائى كه عيد نوروز را گرامى ميدارند؛ بالخصوص تبريك عرض ميكنم به خانواده‏ هاى عزيز شهيدان، به جانبازان، به خانواده‏ هاشان، به همه ‏ى ايثارگران، به همه‏ ى فعالان عرصه‏ هاى مختلف. آرزو ميكنم  و دعا ميكنم كه خداوند متعال براى ملت ايران بهروزى، شادى، نشاط و دلِ خوش در اين سال جديد مقدر بفرمايد و بدخواهان اين ملت را در اهدافشان، در تلاشهاشان ان‏شاءاللَّه ناكام كند.
 سالى كه گذشت - سال 90 - يكى از سالهاى پرحادثه در سطح جهان و در منطقه و در كشور ما بود. آنچه كه در مجموع انسان مشاهده ميكند، اين است كه اين حوادث بر روى هم به سود ملت ايران و در راه كمك به هدفهاى آن، تمام شده است. آن كسانى كه اهداف بدخواهانه‏اى درباره ‏ى ملت ايران و ايران و ايرانى در سر مي پرورانند، در كشورهاى غربى دچار مشكلات گوناگون هستند. در سطح منطقه، ملتهائى كه جمهورى اسلامى از آنها همواره حمايت كرده است، به هدفهاى بزرگى دست پيدا كرده‏اند؛ ديكتاتورهائى به زير كشيده شدند؛ قانونهاى اساسىِ مبتنى بر اسلام در كشورهائى تصويب شد؛ دشمن درجه‏ى يك امت اسلامى و ملت ايران - يعنى رژيم صهيونيستى - در محاصره قرار گرفت. در داخل كشور، به معناى حقيقى كلمه، سال 90، سال بروز اقتدار ملت ايران بود. در جنبه ‏ى سياسى، ملت ايران در اين سال، چه در راهپيمائى بيست و دوى بهمن، چه در انتخابات دوازدهم اسفند، آنچنان حضورى از خود نشان داد و آنچنان شاخصى را براى اقتدار ملى در تاريخ منطقه ثبت كرد كه نظير آن را در گذشته كمتر داشتيم.
 با وجود اين ‏همه دشمنى، اين‏همه تبليغات، اين‏ همه تهاجمهاى خصمانه و بدخواهانه، ملت ايران در طول اين سال، با همه ‏ى وجود توانست حضور خود را در صحنه، نشاط خود را، آمادگى خود را در عرصه ‏هاى گوناگون علمى و اجتماعى و سياسى و اقتصادى نشان بدهد و اثبات كند. بحمداللَّه سالى بود كه با همه ‏ى سختى ‏ها، داراى دستاوردهاى بزرگى بود. همچنان كه قبلاً عرض شده است، شرائط، شرائط بدر و خيبر بود؛ يعنى شرائط قبول چالشها و دشوارى‏ها و غلبه‏ ى بر آنها.
 همان طورى كه اولِ سال گذشته اعلام شد، سال 90، سال جهاد اقتصادى بود. اگرچه هوشمندان و آگاهان ميدانستند كه اين نام و اين جهتگيرى و شعار براى سال 90 يك امر لازم است، اما بعد تلاشهاى دشمنان در اين سال هم همين را اثبات كرد و نشان داد. دشمنان ما از اوائل سال، حركت خصمانه‏ ى خودشان را در عرصه ‏ى اقتصادى نسبت به ملت ايران آغاز كردند؛ اما ملت ايران، مسئولين، آحاد مردم، دستگاه‏هاى مختلف، با تدبيرهاى هوشمندانه ‏اى توانستند با اين تحريمها مقابله كنند و مواجهه‏ ى آنها تا حدود زيادى توانست اثر اين تحريمها را خنثى كند و حربه‏ ى دشمن را كُند كند. سال 90، سال فعاليتهاى بزرگ علمى بود؛ كه من ان‏شاءاللَّه در فرصت سخنرانى، برخى از پيشرفتهاى علمى و اقتصادى و تلاشهاى گوناگون را براى ملت عزيزمان شرح خواهم داد. سال 90 سالى بود پر چالش، و سالى بود پر نشاط، و سالى بود كه ملت ايران به فضل الهى توانست بر چالشهاى موجود غلبه كند.
 ما امسال سال ديگرى را در پيش داريم كه به اميد خدا و با توكل بر پروردگار، باز ملت ايران با فعاليت خود، با تلاش خود، با هوشمندى خود در اين سال خواهد توانست پيشرفتهاى زيادى را براى خود به ارمغان بياورد. به تشخيص من، بر طبق گزارشها و مشاوره ‏ى با افراد مطلع و آگاه، به اين نتيجه ميرسيم كه عرصه‏ ى چالش مهم در همين سال جارى - كه اين سال، امروز و از اين ساعت شروع ميشود - عرصه ‏ى اقتصادى است. جهاد اقتصادى چيزى نيست كه تمام‏ شدنى باشد. مجاهدت اقتصادى، حضور جهادگونه در عرصه‏هاى اقتصادى، براى ملت ايران يك ضرورت است.
 من امسال تقسيم ميكنم مسائل مربوط به جهاد اقتصادى را. يك بخش مهم از مسائل اقتصادى برميگردد به مسئله‏ ى توليد داخلى. اگر به توفيق الهى و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانيم مسئله ‏ى توليد داخلى را، آنچنان كه شايسته‏ ى آن است، رونق ببخشيم و پيش ببريم، بدون ترديد بخش عمده‏اى از تلاشهاى دشمن ناكام خواهد ماند. پس بخش مهمى از جهاد اقتصادى، مسئله ‏ى توليد ملى است. اگر ملت ايران با همت خود، با عزم خود، با آگاهى و هوشمندى خود، با همراهى و كمك مسئولان، با برنامه‏ريزىِ درست بتواند مشكل توليد داخلى را حل كند و در اين ميدان پيش برود، بدون ترديد بر چالشهائى كه دشمن آن را فراهم كرده است، غلبه‏ ى كامل و جدى پيدا خواهد كرد. بنابراين مسئله ‏ى توليد ملى، مسئله‏ ى مهمى است.
 اگر ما توانستيم توليد داخلى را رونق ببخشيم، مسئله ‏ى تورم حل خواهد شد؛ مسئله‏ ى اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلى به معناى حقيقى كلمه استحكام پيدا خواهد كرد. اينجاست كه دشمن با مشاهده ‏ى اين وضعيت، مأيوس و نااميد خواهد شد. وقتى دشمن مأيوس شد، تلاش دشمن، توطئه ‏ى دشمن، كيد دشمن هم تمام خواهد شد.
 بنابراين همه‏ ى مسئولين كشور، همه ‏ى دست‏اندركاران عرصه‏ ى اقتصادى و همه‏ ى مردم عزيزمان را دعوت ميكنم به اين كه امسال را سال رونق توليد داخلى قرار بدهند. بنابراين شعار امسال، «توليد ملى، حمايت از كار و سرمايه‏ ى ايرانى» است. ما بايد بتوانيم از كارِ كارگر ايرانى حمايت كنيم؛ از سرمايه‏ ى سرمايه ‏دار ايرانى حمايت كنيم؛ و اين فقط با تقويت توليد ملى امكان‏ پذير خواهد شد. سهم دولت در اين كار، پشتيبانى از توليدات داخلىِ صنعتى و كشاورزى است. سهم سرمايه ‏داران و كارگران، تقويت چرخه‏ ى توليد و اتقان در كار توليد است. و سهم مردم - كه به نظر من از همه ‏ى اينها مهمتر است - مصرف توليدات داخلى است. ما بايد عادت كنيم، براى خودمان فرهنگ كنيم، براى خودمان يك فريضه بدانيم كه هر كالائى كه مشابه داخلى آن وجود دارد و توليد داخلى متوجه به آن است، آن كالا را از توليد داخلى مصرف كنيم و از مصرف توليدات خارجى بجد پرهيز كنيم؛ در همه ‏ى زمينه ‏ها: زمينه ‏هاى مصارف روزمرّه و زمينه ‏هاى عمده ‏تر و مهمتر. بنابراين ما اميدوار هستيم كه با اين گرايش، با اين جهتگيرى و رويكرد، ملت ايران در سال 91 هم بتواند بر توطئه‏ ى دشمنان، بر كيد و مكر بدخواهان در زمينه ‏ى اقتصادى فائق بيايد.
 از خداوند متعال درخواست ميكنيم كه ملت ايران را در اين صحنه و در همه‏ى صحنه‏ها موفق و مؤيد بدارد. روح امام بزرگوار را شاد و از ما راضى كند. ارواح طيبه‏ى شهيدان عزيز ما را با اوليائشان محشور فرمايد.
 والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

برچسب‌ها: امام خامنه ای, شعار سال ۹۱, پیام نوروری

ارسال توسط
 
تاريخ : جمعه بیست و ششم اسفند 1390

هر یک صلوات وقتی در نامه عمل ثبت و ضبط می‌شود، ده حسنه نوشته می‌شود، صلوات هم نقش اثباتی دارد و نقش نفیی!

آیت الله مجتبی آقاتهرانی در جلسه درس اخلاق خود اهمیت و جایگاه صلوات را به عنوان بهترین و برترین ذکر بیان کرده و ابعاد این موضوع را تبیین کردند که در ادامه شرح سخنان این استاد اخلاق را می خوانید؛ رُوِیَ عَن الحَسنَ بن عَلِیٍّ العَسکَری (صَلَواتُ اللهُ عَلَیهما) قالَ:« أَکْثِرُوا ذِکْرَ اللَّهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله وسلم)فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات‏» روایتی از امام عسکری (ع) منقول است که حضرت فرمودند: زیاد به یاد خدا باشید، « اَکثِرُوا ذِکرَ اللهِ تَعالی »،

ذکر درونی و ذکر بیرونی

این ذکر(یاد) به معنای ذکر درونی است، چون در جمله بعد دارد: « و ذِکْرَ الْمَوْتِ » و مرگ نیز فراموشت نشود، چون در این عبارت ذکر به معنای ذکر درونی است. ذکر در عبارت اوّل نیز به قرینه، به معنای یاد است، نه ذکر زبانی و این ذکر نقش سازنده دارد. حضرت می‌فرمایند: خدا یادت نرود، مرگ هم فراموش نشود. این دو سفارش، درونی بود؛ حضرت دو سفارش بیرونی هم فرموده اند. سوم: قرآن زیاد بخوانید « وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ ». تلاوت قرآن آثار بسیار زیادی دارد و از نظر معنوی، نورانیّت می‌آورد. چهارم: زیاد درود بر پیامبر بفرستید، « وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ ». حضرت سفارشات قبل را بدون علّت فرمودند و فقط برای همین سفارش علّت فرمودند: « فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات » چون صلوات بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) ده حسنه محسوب می‌شود. مسأله صلوات بحث مفصلی است که در اینجا اشاره ای می‌کنم. صلوات هم نقش اثباتی دارد و هم نقش محوی. اینکه حضرت می‌فرمایند: هر یک صلوات وقتی در نامه عمل ثبت و ضبط می‌شود، ده حسنه نوشته می‌شود، نقش اثباتی است. از طرف دیگر حضرت در روایت دیگری می‌فرمایند، نقش محوی نیز دارد، یعنی نقش استغفار هم دارد.

صلوات و نقش نفیی آن

در روایت متعدّد داریم که صلوات نقش نفیی هم دارد، یعنی از یک طرف حسنه نوشته می‌شود از طرف دیگر، سیّئه‌ای هم پاک می‌شود، به تعبیر دیگر صلوات، دو چهره‌ای است؛ این که می گویند: بهترین ذکر صلوات است، به علّت دو چهره‏ای بودن او است. صلوات هم مداد است، هم مداد پاک کن. لذا بسیار به صلوات سفارش شده است.

جنبه اثباتی صلوات نیز بحث مفصلی است، حتّی در یک روایت داریم وقتی کسی صلوات بفرستد، برایش ده حسنه می‌نویسند، از آن طرف ملائکه هفتاد صلوات برای او می‌فرستند، از طرف دیگر هم خدا هفتصد درود بر او می‌فرستد. جنبه ضریب صلوات بسیار بالا است و ما نمی‌دانیم که در فرستادن یک صلوات چه خبرها است. لذا امام عسکری (علیه السلام) سفارش به صلوات فرمودند.

بحارالأنوار ج ۷۵، ص ۳



ارسال توسط
 
تاريخ : سه شنبه شانزدهم اسفند 1390

حضور مردم ایران در انتخابات مجلس شورای اسلامی در بسیاری از رسانه های منطقه ای و بین المللی بازتاب های گوناگونی داشت.

 

*بلومبرگ: ایرانیان با وجود تحریم‌های بین‌المللی به صندوق‌های رأی رفتند

 

پایگاه اینترنتی بلومبرگ در قالب گزارشی در واکنش به حضور پرشور مردم ایران در انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی ایران در خصوص حضور پرشور مردم ایران در این انتخابات نوشت که با وجود آنکه تحریم‌های بین‌المللی اقتصاد ایران را هدف گرفته، مردم این کشور به پای صندوق‌ها رفتند و رأی دادند.

این پایگاه اینترنتی ادامه داد که انتخابات ایران در شرایطی برگزار می شود آمریکا و اتحادیه اروپا فشارهای زیادی را به اقتصاد ایران وارد آورده‌اند و راستای مسدود کردن فروش نفت ایران و معاملات با بانک مرکزی این کشور حرکت می‌کند.

انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی ایران صبح امروز ساعت ۸ آغاز شد و تا ۲۰:۰۰ امشب رسماً تمدید شده است.

 

*شهروند ایرانی در مصاحبه با رویترز: رأی می‌دهم تا از انقلاب محافظت کنم

 

رویترز در گزارشی به توصیف انتخابات امروز ایران پرداخت. رویترز ضمن اشاره به حضور پرشور مردم در نقاط مرکزی و جنوبی تهران مدعی شد مردم سایر نقاط تهران در انتخابات شرکت نکرده اند. رویترز افزود: علی‌رغم این،نتایج این انتخابات هیچ تأثیری در برنامه هسته‌ای و روابط بین المللی ایران نخواهد داشت.

این خبرگزاری در ادامه توصیف خود از شرکت مردم در انتخابات نوشت: “یک مادر ۲۸ ساله ایرانی با در آغوش داشتن کودک خود در صف حوزه اخذ رأی حسینه ارشاد گفت: رأی می‌دهم تا از انقلاب اسلامی در مقابل دشمنان حمایت کنم.”

از جمله نکات جالب در گزارش رویترز از انتخابات ایران، وجود سردرگمی و تناقض‌های مفهومی در جای جای آن بود. رویترز که در ابتدای گزارش سعی کرده است حضور پرشور مردم تهران را تنها به نقاط مرکزی و جنوبی تهران محدود کند در ادامه تحلیل خود مدعی شده است مردم عادی در این مناطق نارضایتی بیشتری از دولت و سیاست‌های آن دارند!

پایگاه اینترنتی “میدل ایست اونلاین” طی گزارشی به انتخابات امروز مجلس شورای اسلامی ایران پرداخت.

این پایگاه اینترنتی نوشت حدود ۴۸ میلیون ایرانی واجد شرایط رای دادن امروز برای انتخاب ۲۹۰ نماینده مجلس شورای ایران به پای صندوق های رای می روند.

این پایگاه اینترنتی ادامه داد که حدود ۳ هزار و ۴۰۰ نامزد برای ورود به مجلس در این انتخابات رقابت می کنند و رهبر ایران تاکید کرده است که مردم ایران با شرکت در انتخابات “سیلی محکمی به صورت دشمن خواهند زد و عزم ایران برای مقاومت در برابر دشمن را تثبیت خواهد کرد”.

این پایگاه اینترنتی نوشت که نسبت شرکت کنندگان در انتخابات در ایران بین ۵۰ درصد تا ۷۰ درصد تغییر می کند و در انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال ۲۰۰۸ حدود ۵۵ درصد در انتخابات مشارکت کردند.

 

* فرانس‌۲۴: مشارکت گسترده مردم سیلی محکمی به غرب است

 

شبکه فرانس‌۲۴ گزارش داد تلویزیون ایران از ساعات اولیه امروز تصاویر صف‌های رای مردم برای انتخاب ۲۹۰ نماینده مجلس شورای اسلامی را نشان داد.

این شبکه با پخش تصاویر حضور اولیه رهبر معظم انقلاب در پای صندوق رای، بخشی از سخنان ایشان را پخش کرد که رای دادن را وظیفه و حق ملت ایران توصیف کردند.

فرانس‌۲۴ گزارش داد رهبر ایران از ۴۸ میلیون فرد واجد شرایط خواست تا برای آینده، پرستیژ، امنیت و مصونیت کشورشان به پای صندوق‌های رای بروند.

این گزارش تصریح کرد که رای‌دهندگان ایرانی امروز به گفته رهبرشان می‌توانند با مشارکت گسترده سیلی محکمی به غرب بزنند.

*انتخابات ایران در صدر اخبار رسانه‌های روسیه قرار گرفت

 

خبرگزاری‌های رسمی روسیه (خبرگزاری‌های نووستی، ایتارتاس و اینترفکس) و پایگاه‌های خبری-اینترنتی این کشور صبح امروز در صدر اخبار خویش از آغاز انتخابات سراسری نهمین دور مجلس شورای اسلامی در ایران خبر دادند.

بر اساس این گزارشات، حدود ۴۵ میلیون نفر از مردم ایران شرایط را برای رای دادن در این انتخابات دارند و از ساعت ۸ صبح الی ۱۸ بعد ازظهر می توانند در پای صندوق‌های رای در ۴۷ هزار حوزه انتخاباتی نمایندگان مورد نظر خود برای پارلمان این کشور را انتخاب کنند.

طبق اخبار رسانه‌های گروهی ایران، بیش از ۵٫۴ هزار نفر نامزد کرسی نمایندگی مجلس شورای اسلامی ایران شده بودند که صلاحیت ۳٫۴ هزار نفر از آنان مورد تایید شورای نگهبان قانون اساسی ایران قرار گرفته است که این تعداد برای کسب ۲۹۰ کرسی نمایندگی با یکدیگر به رقابت پرداختند که امروز سرنوشت این مبارزه مشخص خواهد شد.

این گزارشات می‌افزاید، انتخابات این دور از مجلس ایران در شرایطی برگزار می‌شود که جمهوری اسلامی زیر فشار تحریم‌های بین المللی شرایط دشوار اقتصادی را سپری می‌کند.

روزنامه آلمانی”اشترن” هم نوشت که انتخابات مجلس نهم قدرت محافظه‌کاران (بخوانید اصولگرایان)را به نمایش خواهد گذاشت.

روزنامه آلمانی”تاگس تسایتونگ” خبر انتخابات ایران را با عنوان ” شکست سبزها” منتشر کرد و نوشت که از جنبش سبز که در سال ۲۰۰۹، چندین ماه اعتراض کرد چیز زیادی دیده نمی‌شود.

“اشتوتگارتر تسایتونگ”، “اشپیگل”، “فوکوس” و “اشترن” از دیگر نشریاتی بودند که مطالبی درباره برگزاری انتخابات مجلس ایران منتشر کردند.

*الرأی: رفتار ملت ایران قابل پیش‌بینی نیست/حضور غیرمنتظره مردم معادلات را عوض می‌کند

 

در گزارشی به انتخابات مجلس شورای اسلامی در ایران پرداخت و آماری از انتخابات و همه‌پرسی‌های تاریخ جمهوری اسلامی ایران ارائه کرد.

الرأی با بیان اینکه، «امروز میلیون‌ها ایرانی به پای صندوق‌های رأی می‌روند»، تاکید کرد: از مهم‌ترین ویژگی‌های ملت ایران این است که تحلیلگران و ناظران قدرت پیش‌بینی گام‌های آن را ندارند و نمی‌توانند مواضع مردم ایران را در قبال بیشتر انتخابات‌ها پیش‌بینی کنند.

الرأی افزود: این ویژگی شامل انتخابات پارلمانی دور جدید (امروز) نیز می‌شود. بارها پیش آمده است که ناظران از حجم حضور و نحوه انتخاب مردم غافلگیر شده‌اند.

این روزنامه کویتی با اشاره به برخی مشکلات اقتصادی مردم ایران نوشت: مردم ایران مردمی هستند که مدت زیادی ناخرسندی خود را از اوضاع اقتصادی یا اواضاع خدماتی نشان می‌دهد و در خصوص فضای آزادی‌های سیاسی و اجتماعی انتقاد می‌کنند تا جایی که تصویری ترسیم می‌کنند که گویی محبت مردم و نظام کاهش یافته است اما ناگهان مردم در مقابل چالش‌هایی که نظام با آن روبه‌روست [به صحنه] می‌آیند و معادلات را کاملا تغیییر می‌دهند و حضوری غیرمنتظره از خود نشان می‌دهد.

خبرگزاری آلمان نیز در این خصوص اعلام کرد که احتمال دارد، ساعات رای‌گیری تا چهار ساعت تمدید شود.



ارسال توسط
 
تاريخ : پنجشنبه یازدهم اسفند 1390



ارسال توسط
 
تاريخ : پنجشنبه چهارم اسفند 1390
رضا عليجاني در نشست جبهه ملي در وين گفته است: از غلطيدن به ضديت و نفي مذهب جلوگيري كنيد. فرهنگ مذهبي بخشي از ميراث و فرهنگ ايراني ما را تشكيل مي دهد و بهتر است جبهه ملي يك نيروي غيرمذهبي و سكولار باشد تا يك نيروي ضدمذهبي و لائيك. اين رويكرد نادرست هرچند مي تواند باعث جذب «موقت» و ناپايدار عده اي به جبهه ملي شود اما آن را از حالت فراگير و ملي بودن خارج مي كند و عده بيشتري را از آن دور مي كند.

وي كه در پاريس پناهندگي گرفته ضمن تجليل از دكتر مصدق گفته است: او به سان پدربزرگي است كه سه دسته نوه دارد؛ ملي، ملي-مذهبي، و چپ ها و سوسياليست هاي توسعه گراي ملي.

فارغ از ستيزه جويي هاي دولت مصدق با مذهب، بايد خاطرنشان كرد كه رژيم هاي آمريكا و انگليس حتي مصدق را نيز تحمل نكردند و كودتاي 28 مرداد را براي سقوط وي ترتيب دادند.

با اين مقدمه، جا دارد از 2 گروهك جبهه ملي و ملي-مذهبي بپرسيم چه رفتاري در پيش گرفته اند كه باعث شده هم اكنون سازمان هاي جاسوسي سيا و ام آي 6- بانيان كودتاي 28 مرداد- به طور پيوسته از اين دو گروهك ورشكسته حمايت كنند؟ به عنوان مثال مي شود پرسيد كه علت همسويي مواضع آمريكا و انگليس با گروهك ملي-مذهبي و نهضت آزادي در آشوب انگيزي سال 88 چه بود كه باعث شد حاميان شعبان بي مخ كه پول ها را در ميان گروهي از اوباش پخش كردند، اين بار از ملي- مذهبي ها و نظاير آنها حمايت كنند؟

يادآور مي شود اخيرا عبدالكريم سروش نيز طي سخناني در جمع گروهي از ضدانقلاب تصريح كرده بود توهين علني به اسلام مورد انزجار مردم ايران مي شود.


برچسب‌ها: مصدق, جبهه ملي

ارسال توسط
 
تاريخ : یکشنبه سی ام بهمن 1390
ظاهرا این روزها و در حالی که غرب هم از کمک مالی به عناصر ضدانقلاب ناامید شده برخی از نسوان خرده پای ضدانقلاب این روزها در حال تبدیل شدن به مدل لباس در فشن شوهای (fashion show) آمریکا هستند!
تصویر زیر متعلق به فریبا داودی مهاجر یکی از همین زنان خرده پای ضدانقلاب است که چندی پیش در صدای آمریکا رسما کشف حجاب کرد و پس از آن تصاویر مختلفی از وی در حالات مختلف بدون حجاب منتشر گردید! تصویر زیر هم یکی از همین هنرمندیهای اوست!
 



ارسال توسط

جزئيات جديدي از ماموريت هاي اردشير امير ارجمند، رجبعلي مزروعي، محسن كديور، مرتضي كاظميان، حمزه غالبي، اسماعيل گرامي مقدم و تقي كروبي به عنوان اعضاي پنهان كميته خارج از كشور شوراي هماهنگي فتنه گران (راه سبز) افشا شد.

همانگونه كه پيش از اين در خبرهاي مختلف اشاره شد، مجموعه عوامل ضدانقلاب و گروهک هاي تروريستي و سلطنت طلب و گروه هاي اپوزيسيون با همكاري سرويس هاي اطلاعاتي غربي قصد ايجاد اخلال و مزاحمت همزمان با برگزاري انتخابات مجلس نهم را دارند كه البته جزئيات اقدامات آنان توسط افرادي در مقاومت اسلامي لبنان و با واسطه يك ديپلمات ايراني افشا شد.

اما ضدانقلاب خارج از كشور همچنان مي كوشد پروژه اي كه پيشاپيش طبل رسوايي آن خورده است را لنگ لنگان به پيش ببرد؛ در همين راستا اعضاي پنهان كميته خارج از كشور فتنه گران (شوراي هماهنگي راه سبز) نيز دست به اقداماتي زده اند.

* اردشير اميرارجمند

اردشیر امیر ارجمند، ۵۲ ساله، مشاور و مسئول کمیته حقوقی ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی در سال 88 بود.
مادر وی "افسر محرم زاده" هوادار منافقین بوده که فوت کرده است اما "منصور امیر ارجمند" برادر بزرگ اردشیر از منافقین فعال در بخش اطلاعات شهر استراسبورگ فرانسه است.

برادر بزرگ اميرارجمند قبل از انقلاب نیز توده ای بوده و منزل وی در زمان فاز نظامی منافقین در اوایل پیروزی انقلاب محل اختفای تعدادی از سران منافقین بوده است.

همچنین هنگامی که اردشیر امیر ارجمند پس از اینکه در جریان انتخابات سال ۱۳۸۸ دستگیر و سپس آزاد می شود، برادرش منصور سعی داشته به کمک منافقین فرزندان و همسر اردشیر را از ایران خارج کند.

خواهر بزرگ اردشیر امیر ارجمند" نازی امیر ارجمند" کارمند حزب رستاخیز و لیلی امیر ارجمند از بستگان نزدیک وی منشی فرح پهلوی بوده است.

امیر ارجمند از دهه 60 با جریان نفاق ارتباط برقرار کرده بود و پس از فتنه 88 مشخص شد كه بیانیه‌هاي جنبش سبز را وی تدوین و موسوی آنها را امضا می‌کرد.

اردشير اميرارجمند در راستاي پروژه ضدانقلابي هديه 60 اخيرا وظيفه اخذ امكانات و پشتيباني و رابط بودن سرويس امنيت داخلي فرانسه معروف به DST را بر عهده گرفته است.

جالب اينكه سرويس اطلاعاتي فرانسه براي اميرارجمند كه در اين كشور اقامت دارد، 4 نفر محافظ نيز مشخص كرده است.

* رجبعلي مزروعي

مزروعی كه نماینده مجلس در دوره ششم بود، چند ماه پس از فتنه سال ۸۸ به طور مخفيانه از كشور گريخت و به اروپا رفت . كوشيد با بيانيه هاي جعلي از سوي احزاب منحله مجاهدين و مشاركت، اين دو حزب منحل شده را در داخل كشور فعال جلوه دهد و در عين حال به ياري تلويزيون نيمه تعطيل "رسا" نيز شتافت.

كلمات قصار رجب مزروعي عضو فراكسيون مشاركت در مجلس ششم معروف است از جمله اين عبارت كه گفته بود "اگر مرگ موش هم مجاني توزيع شود، مردم براي آن صف مي كشند"!

اكنون رجبعلي مزروعي نماينده حزب منحله منحله مشاركت در كميته خارج از كشور شوراي هماهنگي فتنه گران است كه در بروكسل بلژيك اقامت دارد.

وي وظيفه برقراري ارتباط با نمايندگان پارلمان و اتحاديه اروپايي را بر عهده گرفته و مي كوشد اقداماتي انجام دهد تا تحريم هاي اقتصادي عليه ايران را هدفمندسازي و تشديد كند تا با فشار بر مردم، به خيال خود نارضايتي را در بين مردم ايجاد کند.

مزروعي همچنين ارتباط تنگاتنگي با اعضاي گروهك هاي ضدانقلابي و تروريستي از جمله كومله و دمكرات دارد.

* محسن كديور

محسن كديور كه به خاطر افكار و سخنان التقاطي اش در ايران خلع لباس شد و به آمريكا گريخت، از ديگر اعضاي فعال شوراي هماهنگي فتنه گران و نماينده طيف حلقه كيان در شوراي هماهنگي فتنه گران است.

وي كه در آمريكا اقامت دارد، رابط بين بنيادهاي فكري تينك تانكهاي آمريكايي از جمله استفورد و موسسه صهيونيستي هور است و حتي در همين راستا 2 سفر نيز به سرزمين هاي اشغالي فلسطين (اسرائيل) داشته است (يکي از اين سفرها در گذشته و ديگري اخيرا انجام شده است).

وي در فعاليت هاي خود مي كوشد حضور عناصر ضدانقلاب و اپوزيسيون خارج از كشور در جلسه موسوم به "گذار به دموكراسي" در واشنگتن آمريكا را زمينه سازي كند.

فراخوان"گفتگوي ملي براي گذار به دمكراسي" عنوان بخش ديگري از پروژه"هديه 60" است كه حاصل تعامل شوم سه جانبه‌ي ضدانقلاب، فتنه‌گران و بيگانگان است.

اينگونه طراحي شده كه اين نشست در تاريخ دوم و سوم مارس(12 و 13 اسفند) در واشنگتن برگزار شود و طيفي از مخالفان جمهوري اسلامي با هر ايده، مرام، حزب و گروهي( اعم از گروهك هاي ضدانقلاب كلاسيك، تروريستها، فتنه‌گران، لائيك ها، بهائيان و ساير منحرفين و معاندين با نظام) و افراد داراي تخصص و گرايش هاي مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي، ورزشي، رسانه‌اي و ... با عناويني دورغين و ساختگي مثل استراتژيست! و دموكراسي خواه! دعوت شده‌اند تا به هر نحو در آن نشست مشاركت كنند.

عده اي از فراخوان شده ها در اين نشست عبارتند از: محسن آرمين، شهريار آهي، جمشيد اسدي، محمدجواد اكبرين، اردشير اميرارجمند، هوشنگ اميراحمدي، عبدالعلي بازرگان، حسين باستاني، حسين بشيريه، ابوالحسن بني صدر، مسعود بهنود، بهروز بيات، احمد تقوايي، جعفر توفيقي، اميرحسين جهانشاهي، عليرضا جعفرزاده، بيژن حكمت، عباس حكيم‌زاده، مهرداد خوانساري، محمدرضا خاتمي، مهدي خان‌باباتهراني، احمد رأفت، حميد دباشي،مهرداد درويش‌پور، محسن سازگارا، هما سرشار، عبدالكريم سروش، احمد سلامتيان، ركسانا شاپور، پديده ثابتي، محمدرضا شجريان، حسن شريعتمداري، علي شكوري‌راد، پرويز شوكت، صادق صبا، محبوبه عباسقلي زاده، خالد عزيزي،يوسف عزيزي بني طرف، نادر عصار، اكبر عطري، كاظم علمداري، رضا عليجاني، ابوالفضل فاتح،امير عباس فخر آور، اسكندر فيلابي، سعيد قاسمي‌نژاد، سعيد قائمي، كريم قصيم، مرتضي كاظميان، محسن كديور، بيژن كريمي، بهزاد كريمي، كاظم كردواني، تقي كروبي، نازيلا گلستان،‌ اكبر گنجي، عبدالكريم لاهيجي، محسن مخملباف، رجبعلي و حنيف مزروعي، نريمان مصطفوي، علي‌اكبر موسوي خوئيني، عطاءالله مهاجراني، عبدالله مهتدي، سراج‌الدين ميردامادي، عباس ميلاني، محسن نژاد، مهدي نوربخش، اسماعيل نوري اعلا، عليرضا نوري‌زاده، محمد نوري‌زاد، فرخ نگهدار، مجتبي واحدي، مهدي يحيي‌نژاد، ابراهيم يزدي و حسن يوسفي اشكوري.

* مرتضي كاظميان

وي كه نمايندگي طيف ملي مذهبي ها و نهضت آزادي را در شوراي هماهنگي فتنه گران در فرانسه بر عهده دارد، قرار است اجراي طرح موسوم به "تماس" را مديريت كند و در همين راستا هسته هايي را با استفاده از همان رويكردهاي فتنه گران داخل كشور، راه اندازي كند.

* حمزه غالبي

غالبي كه مانند كاظميان از طريق شبكه كانال خروج غيرقانوني گروهك كومله از طريق شمال اروپا به فرانسه گريخته است، صاحب مسئوليت كميته رسانه اي شوراي هماهنگي فتنه گران است و در عين حال شاخه جوانان حزب منحله مشاركت را نيز در شوراي هماهنگي فتنه گران نمايندگي مي كند.

وي در عين حال كه مي كوشد سايت شوراي هماهنگي فتنه گران (راه سبز) كه قرار است به زودي فعال شود را راه اندازي كند، تلاش دارد امكانات فني و مخابراتي خاصي از كشورهاي غربي خصوصا فرانسه به دست آورد تا از طريق آن با همکاري حنيف مزروعي به فعاليت خود در فضاي سايبري سرعت داده و ارسال پيام صوتي به افراد داخل كشور را براي خود مقدور سازد.

البته گفتني است كه غالبي به دليل قدرت طلبي بيش از حد و صغر سني موجب جدايي و انشقاق، مساله دار شدن و اعتراض بسياري از عناصر جوان مرتبط با شوراي فتنه گران و طيف هاي ديگر شده است؛ به نوعي كه گردانندگان صفحه 25 بهمن در فيس بوك كه بعضا از همطيفان وي و عضو سابق شاخه جوانان حزب منحله مشاركت بوده اند، قصد دارند خبر تعطيلي قريب الوقوع اين صفحه را در فيس بوك اعلام كنند.

همچنين وي درباره پروژه صهيونيستي 25 بهمن به عنوان رابط فتنه گران با بي بي سي فارسي معرفي شده است تا بدين وسيله از شبکه ملکه بخواهد در ماجراي 25 بهمن نقش فعالي ايفا کند.

* اسماعيل گرامي مقدم

گرامي مقدم كه در كشور هند اقامت دارد، مدعي است كه مهدي كروبي را در شوراي هماهنگي فتنه گران نمايندگي مي كند و جالب اينكه روحيات خاص گرامي مقدم از جمله ساده لوح بودن، گيجي مفرط و تحت تاثير بودن وي باعث شده كه اردشير اميرارجمند وي را به عنوان قائم مقام خود در دبيرخانه شوراي هماهنگي فتنه گران معرفي كرده تا بتواند منويات خود و اربابانش را بدون مانع به پيش ببرد.

* تقي كروبي

وي كه در انگليس اقامت دارد، از اعضاي فعال شوراي هماهنگي فتنه گران (راه سبز) محسوب مي شود كه با دريافت ويزاي پزشكي و به بهانه درمان از ايران به لندن گريخت.

تقي كروبي همان فردي است كه ارتباط هدفمند و مستمر با گزارشگر ويژه حقوق بشر (احمد شهيد) دارد و اطلاعات كذب درباره حقوق بشر در ايران و وضعيت سران فتنه به خورد احمد شهيد مي دهد.

تقي كروبي پس از خروج از كشور ماموريت يافت كه تحركات و بي مبالاتي هاي مجتبي واحدي را كنترل و محدود كند.

مجتبي واحدي كه تا قبل از گريختن تقي كروبي از ايران، نقش "نماينده كروبي" در كميته خارج شوراي هماهنگي فتنه گران را ايفا مي كرد به دليل عملكرد ضعيف و عيان شدن ارتباط ناهماهنگش با افراد بدنام و مساله دار ضدانقلاب از جمله كشتگر، رضا پهلوي، عبدالكريم لاهيجي، گوگوش، جعفرزاده(سخنگوي منافقين در آمريكا) و ... از عضويت در شوراي هماهنگي فتنه گران كنار گذاشته شد و در حال حاضر با تنزل جايگاه با عنوان "مشاور كروبي" فعاليت مي كند.

علي رغم فعاليت يكساله شوراي هماهنگي راه سبز، هنوز انتقادات و ابهامات اساسي و بسيار جدي نسبت به علت عدم معرفي نفرات و اعضاي اصلي كميته هاي اين شورا تاكنون، و مهمتر از آن تبعات اتخاذ سياست و راهبرد عدم مشاركت و تحريم در انتخابات كه قطعا نتيجه آن موجب مرگ سياسي اصلاح طلبان و تقويت اپوزيسيون برانداز است، براي همگان وجود دارد.

ضمن اينكه سطح پايين شخصيت و اثرگذاري اعضاي اين شورا و بي تجربگي و صغر سن برخي از آنان و تاثير سرويس هاي اطلاعاتي مختلف بر اين افراد نيز تبديل به معضلي براي فتنه گران و اربابانشان شده است.


برچسب‌ها: اردشير امير ارجمند, محسن كديور, تقي كروبي, شورا, فتنه, ضدانقلاب

ارسال توسط

در یکی از روزهای سال 1362 ، زمانی آیت الله خامنه ای ، رییس جمهور وقت ، برای شرکت در مراسمی از ساختمان ریاست جمهوری ، واقع در خیابان پاستور خارج می شد ، در مسیر حرکتش تا خودرو ، متوجه سر و صدایی شد که از همان نزدیکی شنیده می شد.

 صدا از طرف محافظ ها بود که چند تای شان دور کسی حلقه زده بودند و چیز هایی می گفتند. صدای جیغ مانندی هم دائم فریاد می زد : «آقای رییس جمهور! آقای خامنه ای! من باید شما را ببینم» . رییس جمهور از پاسداری که نزدیکش بود پرسید: «چی شده ؟ کیه این بنده خدا؟» پاسدار گفت: «نمی دانم حاج آقا! موندم چطور تا این جا تونسته بیاد جلو.ٰ» پاسدار که ظاهرا مسئول تیم محافظان بود ، وقتی دید رییس جمهور خودش به سمت سر و صدا به راه افتاد ، سریع جلوی ایشان رفت و گفت: « حاج آقا شما وایسید ، من می رم ببینم چه خبره» بعد هم با اشاره به دو همراهش ، آن ها را نزدیک رییس جمهور مستقر کرد و خودش رفت طرف شلوغی. کمتر از یک دقیقه طول کشید تا برگشت و گفت: «حاج آقا ! یه بچه اس. می گه از اردبیل کوبیده اومده این جا و با شما کار واجب داره . بچه ها می گن با عز و التماس خودشو رسونده تا این جا. گفته فقط می خوام قیافه آقای خامنه ای رو ببینم ، حالا می گه می خوام باهاش حرف هم بزنم».
 رییس جمهور گفت: « بذار بیاد حرفش رو بزنه. وقت هست».
 لحظاتی پسرکی 12-13 ساله از میان حلقه محافظان بیرون آمد و همراه با سرتیم محافظان ، خودش را به رییس جمهور رساند. صورت سرخ و سرما زده اش ، خیس اشک بود . هنوز در میانه راه بود که رییس جمهور دست چپش را دراز کرد و با صدای بلند گفت: «سلام بابا جان! خوش آمدی» پسر با صدایی که از بغض و هیجان می لرزید ، به لهجه ی غلیظ آذری گفت: « سلام آقا جان! حالتان خوب است؟» رییس جمهور  دست سرد و خشکه زده ی پسرک را در دست گرفت و گفت :« سلام پسرم! حالت چطوره؟» پسر به جای جواب تنها سر تکان داد. رییس جمهور از مکث طولانی پسرک فهمید زبانش قفل شده. سرتیم محافظان گفت :« اینم آقای خامنه ای! بگو دیگر حرفت را » ناگهان رییس جمهور با زبان آذری سلیسی گفت: « شما اسمت چیه پسرم؟» پسر که با شنیدن گویش مادری اش انگار جان گرفته بود ، با هیجان و به ترکی گفت:« آقاجان! من مرحمت هستم. از اردبیل  تنها اومدم تهران که شما را ببینم.»
 آقای خامنه ای دست مرحمت را رها کرد و دست رو ی شانه او گذاشت و گفت:‌« افتخار دادی پسرم. صفا آوردی . چرا این قدر زحمت کشیدی؟ بچه ی کجای اردبیل هستی؟» مرحمت که حالا کمی لبانش رنگ تبسم گرفته بود گفت: « انگوت کندی آقا جان! » رییس جمهور پرسید: « از چای گرمی؟» مرحمت انگار هم ولایتی پیدا کرده باشد تندی گفت: « بله آقاجان! من پسر حضرتقلی هستم» .آقای خامنه ای گفت: « خدا پدر و مادرت رو برات حفظ کنه.»
مرحمت گفت: « آقا جان! من از ادربیل آمدم تا این جا که یک خواهشی از شما بکنم.» رییس جمهور عبایش را که از شانه راستش سر خوره بود درست کرد و گفت: « بگو پسرم. چه خواهشی؟»
-آقا! خواهش می‌کنم به آقایان روحانی و مداحان دستور بدهید که دیگر روضه حضرت قاسم(ع) نخوانند!
-چرا پسرم؟
مرحمت به یک باره بغضش ترکید و سرش را پایی انداخت و با کلماتی بریده بریده گفت: « آقا جان ! حضرت قاسم(ع)  13 ساله بود که امام حسین(ع) به او اجازه داد برود در میدان و بجنگد، من هم 13 سالم است ولی فرمانده سپاه اردبیل اجازه نمی‌دهد به جبهه بروم . هر چه التماسش میکنم،می‌گوید 13 ساله‌ها را نمی‌فرستیم. اگر رفتن 13 ساله ها به جنگ بد است، پس این همه روضه حضرت قاسم(ع) را چرا می خوانند؟ » حالا دیگر شانه های مرحمت آشکارا می لرزید.  رییس جمهور دلش لرزید.  دستش را دوباره روی شانه مرحمت گذاشت و گفت:« پسرم! شما مگر درس و مدرسه نداری؟ درس خواندن هم خودش یک جور جهاد است» مرحمت هیچی نگفت. فقط گریه کرد و حالا هق هق ضعیفی هم از گلویش به گوش می رسید.
رییس جمهور مرحمت را جلو کشید و در آغوش گرفت و رو به سرتیم محافظانش کرد و گفت :« آقای...! یک زحمتی بکش با آقای ... تماس بگیر بگو فلانی گفت این آقا مرحمت رفیق ما است. هر کاری دارد راه بیاندازید. هر کجا هم خودش خواست ببریدش.بعد هم یک ترتیبی هم بدهید برایش ماشین بگیرند تا برگردد اردبیل. نتیجه را هم به من بگویید»
آقای خامنه ای خم شد ، صورت خیس از اشک مرحمت را بوسید و گفت : « ما را دعا کن پسرم. درس و مدرسه را هم فراموش نکن. سلام مرا به پدر و مادر و دوستانت در جبهه برسان» و...
کمتر از سه روز بعد ، فرمانده سپاه اردبیل ، مرحمت را خوشحال و خندان دید که با حکمی پیشش آمد. حکم لازم الاجرا بود. می توانست باز هم مرحمت را سر بدواند ولی مطمئن بود که می رود و این بار از خود امام خمینی حکم می آورد. گفت اسمش را نوشتند و مرحمت بالا زاده رفت در لیست بسیجیان لشکر 31 عاشورا.

مرحمت به تاریخ هفدهم خرداد 1349 در یک کیلومتری تازه کند «انگوت» در روستای «چای گرمی»، متولد شد. امام که به ایران برگشت ، مرحمت کلاس دوم دبستان بود. 13 ساله که شد ، دیگر طاقت نیاورد و رفت ثبت نام کرد برای اعزام به جبهه. با هزار اصرار و پادرمیانی کردن این آشنا و آن هم ولایتی ، توانست تا خود اردبیل برود ، اما آن جا فرمانده سپاه جلوی اعزامش را گرفت. مرحمت هر چه گریه و زاری کرد فایده ای نداشت. به فرمانده سپاه از طرف آشناهای مرحمت هم سفارش شده بود که یک جوری برش گردانید سر درس و مشقش. فرمانده سپاه آخرش گفت : «ببین بچه جان! برای من مسئولیت دارد. من اجازه ندارم 13 ساله ها را بفرستم جبهه. دست من نیست.» مرحمت گفت : «پس دست کی است؟» فرمانده گفت: «اگر از بالا اجازه بدهند من حرفی ندارم» همه این ها ترفندی بود که مرحمت دنبال ماجرا را نگیرد. یک بچه 13 ساله روستایی که فارسی هم درست نمی توانست صحبت کند ، دستش به کجا می رسید؟ مجبور بود بی خیال شود. اما فقط سه روز بعد مرحمت با دستوری از بالا برگشت .
مرحمت بالازاده تنها یک سال بعد ، در عملیات بدر ، به تاریخ 21 اسفند 1363 با فاصله بسیار کمی از شهادت مرادش ، مهدی باکری ، بال در بال ملائک گشود و میهمان سفره ی حضرت قاسم (علیه السلام) گردید.

از مرحمت بالازاده ، وصیت نامه ای بر جای مانده است که متن کامل آن را در زیر می خوانید. وصیت نامه ای که نشان می دهد روحش نمی توانست در کالبد 13 ساله اش آرام بگیرد:

وصیت نامه مرحمت بالازاده جمعی لشکر عاشورا ،گردان علی اکبر

به نام خداوند بخشنده مهربان
از اینجا وصیت نامه ام را شروع می‌کنم. با سلام بیکران به پیشگاه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) و با سلام بیکران به رهبر مستضعفان، ابراهیم زمان، خمینی بت شکن و با سلام بی کران به مردم ایثارگر و شهید پرور ایران، که همچون امام حسین(ع) و لیلا، پسرشان را به دین اسلام قربانی می‌دهند.
آری ای ملت غیور شهید پرور ایران! درود بر شما! درود برشما که همیشه در مقابل کفر ایستاده اید و می‌ایستید تا آخرین قطره خونتان.
درود برشما ای ملت ایران! ای مشعل داران امام حسین ! تا آخرین قطره خونتان از این انقلاب و از رهبر این انقلاب خوب محافظت کنید تا که این انقلاب اسلامی را به نحو احسن به منجی عالم بشریت تحویل بدهید.
و ای پدر و مادر عزیزم ! اگر این پسرتان در راه اسلام به شهادت برسد، افتخار کنید که شما هم از خانواده شهدا برشمرده می‌شوید.
ای پدر و مادر عزیزم! از شما تقاضایی دارم . اگر من شهید بشوم گریه نکنید. اگر گریه بکنید به شهدای کربلا و شهدای کربلای ایران گریه بکنید تا چشم منافقان کور بشود و بفهمند که ما برای چه می‌جنگیم. حالا معلوم است که راه تنها یک راه است که آن راه هم راه اسلام و قرآن است. و آخر وصیت می‌کنم راه شهیدان را ادامه بدهید و اسلحه شان را نگذارید در زمین بماند.
و مادرم و پدرم چنانچه من می‌دانم لیاقت شهادت را ندارم ولی اگر خداوند بخواهد که شهید بشوم مرا حلال کنید و من هم شهادت را جز سعادت نمی دانم. یعنی هر کس که شهید می‌شود خوش به حالش که با شهدا همنشین می‌شود. و از تمام همسایه‌ها و از هم روستایی هایمان می‌خواهم که اگر از من سخن بدی شنیده اید و کارهای بدی دیده اید حلال بکنید. و برادرانم اسحله ام را نگذارند در جا بماند و خواهرانم با حجاب با دشمنان جنگ کنند. خدایا تو را قسم می‌دهم که اگر گناهانم را نبخشی از این دنیا به آن دنیا نبر.
خدایا خدایا تو را قسم می‌دهم به من توفیق سربازی امام زمان(عج) و نائب برحق او خمینی بت شکن را قرار دهی. تا در راه آنها اگر هزاران جان داشته باشم قربانی بدهم.

کربلا کربلا یا فتح یا شهادت
جنگ جنگ تا پیروزی


صحیقه نور در دستان نورانی مرحمت بالازاده



برچسب‌ها: شهید, امام خامنه ای, مرحمت بالازاده, عکس

ارسال توسط
 
تاريخ : پنجشنبه ششم بهمن 1390
ارگان حلقه لندن مي گويد اپوزيسيون بايد تحريم فعال انتخابات را در دستور كار قرار دهد اما به مردم بگويد كه خواستار تحريم انتخابات نيست!

جرس با تاكيد بر پيگيري تحريم فعال انتخابات از سوي گروهك ها نوشت: فعالان موافق تحريم انتخابات بايد تلاش خود را به كار گيرند تا جمعيت تصميم به عدم مشاركت در انتخابات بگيرند. اين كار را چگونه بايد انجام داد؟ بايد پيام هاي زير را به مردم فرستاد؛ تاكيد بر اينكه آنها خواستار تحريم انتخابات نيستند ولي مسئولين كشور نمي خواهند انتخابات آزاد برقرار كنند و براساس تجربه گذشته ثابت شود مسئولان درستكار نيستند. بايد از خود سلب مسئوليت كرد و مسئوليت عدم شركت در انتخابات را متوجه حكومت كرد. مخالفان حكومت بايد اين موضوع را ذكر كنند كه مسئول عواقب تحريم انتخابات نيستند(!)

اين سايت وابسته به سرويس جاسوسي انگلستان در ادامه خواستار سياه نمايي، پخش شب نامه و القاي وجود نقاط ضعف سياسي و اقتصادي و اخلاقي در مسئولان شد و افزود: بايد هزينه شركت در انتخابات را براي مردم بالا برد و اين شركت را مساوي تاييد تخلفات قرار داد(!)

جرس مي افزايد: بايد نشان داد كه هدف تحريم، منافع شخصي نيست و بايد هزينه عدم شركت در انتخابات را پايين آورد، با بيان اينكه كساني كه در انتخابات شركت نمي كنند، چيزي را از دست نمي دهند]![ بايد گفت ]القا كرد[ كه اكثريت هنرمندان و روشنفكران با تحريم موافق هستند و تحريم كنندگان تنها نيستند. بايد هدف تحريم را مقدس نشان داد. همچنين بايد مواضع روشني در برابر مخالفان تحريم انتخابات گرفت و مخاطبان را دچار سردرگمي نكرد.

انتشار اين تحليل از سوي گردانندگان جرس نشان مي دهد كه جريان ياد شده برخلاف تبليغات رسانه اي، يقين دارند كه در سناريوي دعوت به تحريم، هم «منزوي» هستند و هم به اعتبار نامزد شدن صدها تن از مدعيان اصلاح طلبي- با وجود حضور فعال اصلاح طلبان در فتنه سبز- پيام هايي از روي «سردرگمي» به جامعه منتقل مي كنند. البته «مقدس سازي تحريم» در روزگاري كه حضرات مدعي روشنفكري ادعا مي كرده اند هيچ چيز مقدسي وجود ندارد، خود لطيفه اي يخچالي است.

از سوي ديگر اين نكته هم قابل توجه است كه طيفي آلوده به زد و بندهاي اطلاعاتي در خارج كشور علنا مي گويند بايد هزينه هاي شركت در انتخابات را بالا برد و متقابلا هزينه هاي عدم شركت را پايين نشان داد. معناي هزينه سازي براي مردمي كه حق دارند در سرنوشت خود شركت داشته باشند، چه مي تواند باشد جز همان خشونت و التهابي كه در سال 88 براي انتقام گرفتن از مردم ايجاد كردند؟!

اما از همه مهم تر، روش منافقانه بسترسازي براي تحريم انتخابات و در عين حال امتناع از پذيرش مسئوليت آن و القاي اين مطلب است كه اپوزيسيون طرفدار تحريم انتخابات نيست!! اكنون بايد پرسيد چرا جريان هاي سابقا متظاهر به اصلاح طلبي، به عملي متوسل مي شوند كه از زشتي و ننگ آن آگاهي دارند و بنابراين سعي در كتمان و اختفا دارند؟!


برچسب‌ها: جرس, فتنه, انگلیس, انتخابات, اپوزیسیون

ارسال توسط
 
تاريخ : شنبه بیست و چهارم دی 1390
Leader of the Islamic Revolution Ayatollah Seyyed Ali Khamenei has condemned the US and Israeli spy agencies, CIA and Mossad, for the recent assassination of an Iranian nuclear scientist.


“This cowardly [act of] terror, whose perpetrators and plotters will never dare to confess to their dirty and hideous crime or accept responsibility for it, has been carried out by the planning or support of CIA and Mossad [spy] services, like all other crimes of the network of international state terrorism,” said Ayatollah Khamenei late on Thursday in a message of condolence on the death of Mostafa Ahmadi Roshan.

The assassination attempt shows that “the global arrogance spearheaded by the US and Zionism has reached a deadlock in confrontation with the determined, devout, and progressive nation of Islamic Iran,” the leader added.

Ayatollah Khamenei went on to say that Iran's rapid scientific progress is not dependent on individuals but is a “historic movement” and arises from the “invulnerable national resolve” of Iranians.

Insisting that the Iranian nation will continue on its path with determination, the leader pointed out that Iranians will not overlook the crime and never stop efforts to bring the perpetrators and those behind the assassination to justice.

On January 11, an unknown motorcyclist attached a magnetic bomb to the scientist's car near a college building of Allameh Tabatabaei University in Tehran. Ahmadi Roshan was immediately killed and his driver, who had sustained injuries, died a few hours later in hospital.

Ahmadi Roshan, a Sharif University of Technology chemical engineering graduate and the deputy director of marketing at iran's Natanz nuclear facility, was killed immediately and his driver, who had sustained injures, passed away a few hours later in hospital.

The latest terrorist attack comes as Iran has reached an agreement with the P5+1 -- Britain, China, France, Russia, and the United States plus Germany -- to hold negotiations in Turkey.

The US, Israel and their allies accuse Iran of pursuing a military nuclear program and have used this allegation as a pretext to sway the UNSC to impose four rounds of sanctions on Iran.

Based on these accusations, they have also repeatedly threatened Tehran with the "option" of a military strike.

This is while in November 2011, some of the US presidential hopefuls called for conducting covert operations ranging from assassinating Iranian nuclear scientists to launching a military strike on Iran as well as sabotaging Tehran's nuclear program.

The calls for assassinations are not idle threats as a number of Iranian scientists have been assassinated over the past few years. Professor Majid Shahriari and Professor Masoud Ali-Mohammadi are among the victims of these acts of terror.

On November 29, 2010, Shahriari and Fereydoun Abbasi were targeted by terrorist attacks; Shahriari was killed immediately and Dr. Abbasi, the current director of iran's Atomic Energy Organization, only sustained injuries.

Iran says as the UN Resolution 1747, adopted against Tehran in March 2007, cited Abbasi's name as a "nuclear scientist," the perpetrators were in a position to trace their victim.

According to reports, Ahmadi Roshan had recently met International Atomic Energy Agency (IAEA) inspectors, a fact which indicates that the IAEA has leaked information about iran's nuclear facilities and scientists.


برچسب‌ها: شهید, احمدی, روشن, پوستر, nuclear, terror, martyr, ahmadi, roshan

ارسال توسط
 
تاريخ : شنبه بیست و چهارم دی 1390
ارسال توسط

shaheed

بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت دانشمند نخبه‌ی جوان، شهیدمصطفی احمدی روشن، اندوه دیگری بر دل دوستداران دانش و متعهدان به پیشرفت جمهوری اسلامی نهاد. ما همگی شریک غم پدر و مادر و همسر و فرزند این جوان مظلوم و برجسته و سرافرازیم.
این ترور بزدلانه که عاملان و طراحانش هرگز جرأت نخواهند کرد به جنایت کثیف و پلید خود اعتراف کنند و مسئولیت آن را بپذیرند مانند دیگر جنایات شبکه‌ی تروریزم بین‌الملل دولتی، با طراحی یا همراهی سرویس‌های سیا و موساد عمل شده و نشانه‌ی به بن‌‌بست رسیدنِ استکبار جهانی به سردستگی آمریکا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی است. آنها در این رفتار شنیع و قساوت‌آمیز نیز شکست خواهند خورد و به اغراض پلید و شریرانه‌ی خود دست نخواهند یافت. رشد شتابنده‌ی علمی و فتح قله‌های دانش که با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یک جنبش تاریخی و برخاسته از یک عزم خلل‌ناپذیر ملی است. ما به کوری چشم سران اردوگاه استکبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و اراده‌ی راسخ دنبال خواهیم کرد و پیشرفت رشک‌آور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم کشید، و البته از مجازات مرتکبان این جنایت و عاملان پشت صحنه‌ی آن هم هرگز چشم‌پوشی نخواهیم کرد.

اینجانب شهادت این عزیز را به والدین و همسر و فرزندش و به جامعه‌ی علمی و دانشگاهی کشور و به عموم دوستداران و متعهدان نهضت علمی فراگیر، تبریک و تسلیت میگویم و برای آنان صبر و سکینه‌ی الهی و برای شهید عزیزمان علو درجات اخروی را از خداوند متعال مسألت میکنم و یاد شهیدان علیمحمدی و شهریاری و رضائی‌نژاد را گرامی میدارم.


سیدعلی خامنه‌ای
22 دیماه 1390



ارسال توسط

ابزار رایگان وبلاگ